نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
مصيبت نامه عطار
سالکان را آخرين منزل توئي
صد جهان
در
صد جهان حاصل توئي
گر مرا
در
زندگي وسعت دهي
همچو خويشم جاودان رفعت دهي
صد جهان گشتي تو
در
سوداي من
تا رسيدي بر لب درياي من
آنچه تو گم کرده اي اي گر کرده
هست آن
در
تو تو خود را پرده
آدم اول سوي هر ذره شتافت
تا بخود
در
ره نيافت او ره نيافت
گرچه بسياري بگشتي پيش و پس
در
نهادت ره نبردي يک نفس
در
خيال خويش يک يک ميروند
خواه پير و خواه کودک ميروند
ور تو
در
عصيان ز عالم رفته
همچنان باشي که آن دم رفته
نيک و بد
در
تو پديد آيد همه
هم ز تو پاک و پليد آيد همه
موررا بر کوه اگر راهي بود
کوه
در
چشمش کم از کاهي بود
اي شده هم
در
جوال خويشتن
مي پرستي هم خيال خويشتن
ذره تو ميشوي از جابجاي
تا نهي خورشيد را
در
زير پاي
سر بقعر بحر بي پايانش داد
مرد جانش ديده ره
در
جانش داد
سالک القصه چو
در
درياي جان
غوطه خورد و گشت ناپرواي جان
گرچه خود را
در
طلب پر پيچ يافت
آن طلب از خويش هيچ هيچ يافت
مي چنين گويند
در
هر کشوري
کاشنائي را تو دادي گوهري
ليک همچون من قدم از فرق کن
خويش
در
بحر رياضت غرق کن
گفت اگر من نيک اگر بد بوده ام
در
حقيقت طالب خود بوده ام
در
حقيقت چون همه من بوده ام
نور بخش هفت گلشن بوده ام
گر همه
در
جان خود ميگشتمي
من به هر يک ذره صد ميگشتمي
در
جهان آثار جان بينم همه
پرتو جان و جهان بينم همه
ليک چون جان را نبود آن روزگار
در
هزاران صورت آمد آشکار
باز چون اختر بتافت و آسمان
چار ارکان نقد شد
در
يک زمان
بعد ازان چون قوت تاوش نماند
چار ارکان را
در
آميزش نشاند
روح چون
در
اصل امر محض بود
جبرئيل از امر ظاهر گشت زود
صفحه قبل
1
...
3796
3797
3798
3799
3800
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن