167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

مصيبت نامه عطار

  • حال او اينجا دگرگون اوفتاد
    خاک بر سر کرد و در خون اوفتاد
  • اي مه و خورشيد عکس روي تو
    عرش و کرسي جفته در کوي تو
  • چون بهيني در بهيني يا بهين
    پيشت آمد قطره ماء مهين
  • از درت گر هيچ درماند يکي
    هيچ در ديگر نماند بي شکي
  • از درت آنرا که نگشايد دري
    تا ابد نگشايدش در ديگري
  • زان همه درها که آن در راه تست
    تا ابد مقصود من درگاه تست
  • از در تو من کجا ديگر شوم
    گر شوم بي امر تو کافر شوم
  • چون بهشتم جز سر اين کوي نيست
    از چنين در نااميدي روي نيست
  • ليک اگر فقر و فنا ميبايدت
    نيست در هست خدا مي بايدت
  • سايه شو گم شده در آفتاب
    هيچ شو والله اعلم بالصواب
  • ليک راه تو درين منزل شدن
    نيست الا در درون دل شدن
  • پنج منزل در نهاد تو تراست
    راستي تو بر تو است از چپ وراست
  • نفس خود را چون چنين بشناختي
    جان خود در حق شناسي باختي
  • چون تو باشي در تجلي گم شده
    تو نباشي مردم اي مردم شده
  • موسي آن ساعت که بيهوش اوفتاد
    در نبود و بود خاموش اوفتاد
  • نقطه فقر آفتاب خاص اوست
    در دو کونش فخر از اخلاص اوست
  • مصطفي چون آمد از معراج در
    وام ميخواست از جهودي جو مگر
  • از اکابر بود شيخي نامدار
    ديد در خواب آن بزرگ کامگار
  • چون شب ديگر بخفت آن پاکباز
    آن فرشته در رهش افتاد باز
  • پاک شو از هر چه داري و بباز
    تا حقت در پاکي آيد پيش باز
  • در زمان مصطفي اين هر چهار
    بر صحابه بود دايم آشکار
  • جمله در غربت وطن بگذاشتند
    دل ز زاد و بود خود برداشتند
  • خواجگان از عشق دستار آن زمان
    جمله در خانه گريزند از ميان
  • گر تو هستي مرغ عشق و مرد راه
    از در حق صد هزاران ديده خواه
  • هر زمانت تازه انکاري دگر
    در بن هر موي زناري دگر