نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.
مصيبت نامه عطار
در
غمش از بس که سرگردان شدي
گوئيا يک گوي و صد چوگان شدي
گفت فرمايند تا فردا پگاه
در
فلان صحرا بود عرض سپاه
شاه با صاحب خبر گفت آن زمان
کان جوان عاشق آيد
در
ميان
هم قبائي سخت نيکو
در
برش
هم کلاه شوشه زر بر سرش
چون فرود آمد ميان عرض گاه
در
پسر ميکرد دزديده نگاه
شه پسر را گفت از اسب آي زير
باز کن بند قبا
در
رو دلير
بعد از آنش آورد
در
زير قبا
محکمش ميداشت از بيم فنا
وي عجب از پيش و پس چندان سپاه
خيره ميکردند
در
هر دو نگاه
جان با جانان بهم
در
يک قبا
چون تواند گشت يک دم زو جدا
شه جوان را گفت تا شستند پاک
پس
در
آن مشهد نهادندش بخاک
شاه گفتش هر که بر درگاه ما
کشته شد
در
دوستي و راه ما
هر که او
در
عشق آتش بار نيست
ذره با سر عشقش کار نيست
اين بگفت و دست
در
اخگر گرفت
تا که اخگر جمله خاکستر گرفت
تا زليخا گفت اي پاکيزه دين
نيست
در
خورد جوانمرديت اين
سالها زين آتشم پر بود جان
گو ترا
در
دست باش اين يک زمان
آنچه از عشق تو از جانم دميد
يک نفس
در
دست نتواني کشيد
جامه چون از اشک خود
در
خون کشيد
موزه او عاقبت بيرون کشيد
روي آخر بر کف پايش نهاد
پس ز دست عشق
در
پايش فتاد
هر چه بايد جمله آن شب جمع بود
وي عجب شه
در
چنان عيشي تمام
روي ميماليد
در
پاي غلام
عشق چون جائي چنين زوري کند
زانکه او
در
خويش موئي سر نداشت
همچنان مي بود تا شاه بلند
گفت چه بي حرمتيست اين اي غلام
گفت اين بي حرمتي
در
کل حال
تا شبي
در
بندگي کردي قيام
خيز کز تو بندگي زيبنده نيست
جمع شد سر محبت صد جهان
نام آن داود آمد
در
زفان
اي خوش آوازيت با جان ساخته
خلق از حلق تو جان
در
باخته
صفحه قبل
1
...
3785
3786
3787
3788
3789
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن