167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

مصيبت نامه عطار

  • گفت دارم من دو حاجت در جهان
    بو که از شاهم برآيد اين زمان
  • اول از دوزخ چو خوش برهانيم
    در بهشتم آري و بنشانيم
  • بود مجنون را يکي خم پيش در
    شاه آن خم را ستاده بر زبر
  • زانکه شب تا روز در خم ميشوم
    گرم و خوش مي خسبم و گم ميشوم
  • ديد در پيشش نشسته چند کس
    باز ميراندند از رويش مگس
  • چون ترا در پيش بايد چند کس
    تا ز رويت باز ميراند مگس
  • مير آن باشد که با او در کمال
    ديگري رانبود از ميري مجال
  • از چرا و چند معزول آمده
    در چراي خويش مشغول آمده
  • در زمين گاو سياهي از شماست
    زير بار گاو ماهي از شماست
  • گه شما را نيز ظاهر يک خلف
    ناقة الله بس بود در پيش صف
  • چون کسي در راه دولت يار گشت
    ديگري را هم تواند يار گشت
  • سر بعالم در نهاده بيقرار
    نيست ما را جز خور و جز خفت کار
  • لذت و خوشي خوردن در طعام
    بيش چندان نيست کز لب تا بکام
  • ميزني بيهوده همچون سگ تگي
    تو کئي در صورت مردم سگي
  • اي بسگ مشغول گشته ماه و سال
    چند خواهي بود با سگ در جوال
  • گر بامر سگ شوي در کار تيز
    از سگان خيزي بروز رستخيز
  • در رهي يکروز موسي ميدويد
    ديد مردي را که خوکي ميکشيد
  • در تعجب ماند موسي زان حديث
    تا چگونه گشت خوکي آن خبيث
  • در مناجات آمد او پيش خداي
    گفت سر اين بگو اي رهنماي
  • مرد دنيا بود با دنيا بساخت
    دين خود در شيوه دنيا بباخت
  • آنکه در دنيا امانشان داده ام
    تا بروز دين زمانشان داده ام
  • گر کسي از امت او اين کند
    خويش را در حشر مسخ دين کند
  • از شره پيوسته در تحصيل بود
    سال تا سالش دو شب تعطيل بود
  • صورتي از پاي تا سر جمله روح
    لطف در لطف و فتوح اندر فتوح
  • از دو چشمش تير بيرون ميشدي
    کشته خون آلود در خون ميشدي