نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.15 ثانیه یافت شد.
مصيبت نامه عطار
در
حقيقت جمله او را خواستند
لاجرم خصمي خود را خاستند
يک زمان زانجا بخود آيند باز
در
نياز افتند خو کرده بناز
زان همي گريم که با خويشم دهند
يک نفس
در
ديده خويشم نهند
هر که موئي پاي آرد
در
ميان
باز ماند يک سر موي از عيان
محو بايد مرد
در
هر دو سراي
پاي از سر ناپديد و سر ز پاي
زانکه جوزي
در
ميان افتاده بود
هر دو را دعوي آن افتاده بود
آن يکي
در
فقر پوشيده سياه
وان دگر از عشق گشته پادشاه
نقد تو سيم و زر و
در
خوشاب
لعل و ياقوت و زمرد بي حساب
هم ز
در
شب چراغت روشني
هم ز لعلت سرخ روي گلشني
چون تو داري
در
محک داري عمل
نقد قلبم را بزري کن بدل
گر يمين الله
در
عالم مراست
حصن کعبه خانه خاص خداست
چون ميان کعبه بادي بيش نيست
سنگ را از کعبه ره
در
پيش نيست
اين چنين دردي که آمد حاصلم
پاي ازان ماندست دايم
در
گلم
درد من بين
در
ميان من بي گناه
وز چو من افسرده درمان مخواه
عاقبت چون گشت آن کشتي خراب
مرد را افکند آن آهن
در
آب
ورنه
در
غرقاب خون افتاده گير
از گران باري نگون افتاده گير
کار خود
در
زندگاني کن ببرگ
زانکه نتوان کرد کاري روز مرگ
خواجه
در
نزع جمعي را بخواست
گفت کار من کنيد اي جمع راست
چون براري آنهم
در
يک زمان
هين فرو کن پاي و جان ده زود جان
در
چنين عمري دراز اي بي هنر
تو کجا بودي کنونت شد خبر
جمله عمرت چنين بودست کار
وين زمان هم
در
حسابي و شمار
بيش ازين
در
بند خودشان مي مدار
چندشان فرمائي آخر انتظار
در
رهي داود طائي بي قرار
ميشد و تعجيل بودش بيشمار
آن يکي گفتش چرا داري شتاب
گوئي افتادست
در
دکانت آب
گر بسي بر پل کني ايوان و
در
هست آبي زان سوي پل سربسر
صفحه قبل
1
...
3769
3770
3771
3772
3773
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن