نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
مصيبت نامه عطار
آن يکي
در
خواند مجنون را ز راه
گفت اگر خواهي تو ليلي را بخواه
چون ز ليلي گشت مجنون بي قرار
روز و شب
در
شهر ميگرديد خوار
گفت اگر
در
عشق باشد استوار
يکدمش با شهر گرديدن چکار
گفت ليلي هست او
در
عشق سست
نيست صحرا گشتن از عاشق درست
گفت ليلي نيست او
در
عشق زار
يک نفس با خواب عاشق را چه کار
تن فرو داد و چنان
در
کار شد
کز وجود خويشتن بيزار شد
دل ز دستش رفت و
در
خون محو گشت
جمله ليلي ماند مجنون محو گشت
در
نمازش اي عجب بي عمد او
ذکر ليلي آمدي الحمد او
تا بود يکذره از هستي بجاي
کفر باشد گر نهي
در
عشق پاي
عشق
در
خود محو خواهد هر که هست
ورنه نتوان برد سوي عشق دست
تا بود يک ذره هستي
در
ميان
بر کناري از صفاي صوفيان
آن جوان
در
کار مرد آمد وليک
زرد گشت و ناتوان از ضعف نيک
تو مرا
در
دام مرگ انداختي
کار من جمله ز برگ انداختي
در
حقيقت گرچه توکل آمدي
ليک اين ساعت همه ذل آمدي
گر شود ذل تو
در
کل ناپديد
تو بکلي کل شوي ذل ناپديد
کل کل
در
کل کلات آمده
بي صفت بي فعل و بي ذات آمده
هست صوفي مرد بي رنج آمده
پاي او ناگاه
در
گنج آمده
ليک جد و جهد مي بايد ترا
تا
در
اين گنج بگشايد ترا
زانکه
در
راهي که سلطانان گنج
گنجها ديدند بي رنج و برنج
زانکه
در
راهي که گنج آنجا نهند
هيچ نبود شک که رنج آنجا نهند
ر تو
در
راهي دگر پوينده
گنج نيست آنجا که تو جوينده
در
رهي رو کان نشانت داده اند
جهد کن تا سر بدانت داده اند
جهد ميکن روز و شب
در
کوي رنج
بو که ناگاهي ببيني روي گنج
در
دو عالم بس بود آن يک نظر
ور دگر خواهي دگر باشد دگر
رهروان رفتند پيش گنج باز
در
مقامر خانه تو شش پنج باز
صفحه قبل
1
...
3740
3741
3742
3743
3744
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن