نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
مختار نامه عطار
از بسياري که راز
در
دل داريم
بسيار بگفتيم و نگفتيم يکي
در
ظلمت ازان گريخت چون مردم چشم
يعني که بسي نور الاهي دارد
چون جان و جهان ز خويش کردم خالي
خضر آب حيات خواست
در
جامم ريخت
هر چند که آفتاب
در
دل دارم
همچون گردون بر طبقي بنهادم
در
گوشه غم با دل سودايي خويش
بردم سبق از جهان به تنهايي خويش
رفتم که زبان را سر انشا بنماند
جان نيز
در
انوار تجلي بنماند
چون نيست کسي که راز من بنيوشد
در
دل کشتم تا همه با او گويم
تا روي چو آفتاب دلدار بتافت
در
يک تابش جمله اسرار بتافت
گفتم: همه کار
در
عبارت آرم
خود گنگ شدم چو ذره اي کار بتافت
جانا! جانم مي زند از معني موج
ليکن چه کنم چو مي نيايد
در
گفت؟
در
هر سخني که سر بدان آوردم
تا سر ننهم دران سخن سر کردم
بس
در
يقين که مي بسفتم با تو
آگاه شوي که من نخفتم با تو
جانم
در
اين قلزم بي پايان سفت
عقلم گل اين طارم سرگردان رفت
درياي عجايب است
در
سينه من
ليکن چه کنم که يک عجايب بين نيست
عالم که امان نداد کس را نفسي
خوابيم نمود
در
هوا و هوسي
ماييم به صد هزار غم رفته به خاک
پيدا شده
در
جهان و بنهفته به خاک
عطار به درد از جهان بيرون شد
در
خاک فتاد و با دلي پر خون شد
مصيبت نامه عطار
عاجزم وز خان و مان افتاده ام
بي سر و بن
در
جهان افتاده ام
در
دلم درديست ار درمانش هست
چاره کن چون رگي با جانش هست
جبرئيلش گفت راه خويش گير
در
سلامت رو صلاحي پيش گير
ياد آن بهتر که آرام آورد
مار را چون مور
در
دام آورد
ناگهي عيسي برانجا درگذشت
مار آمد پيش او
در
سر گذشت
آن همه دعوي که کردي از نخست
از چه افتادي چنين
در
دام سست
ليک چون بسيار حق را نام برد
نام حق خوش خوش مرا
در
دام برد
چون بنام حق شدم
در
دام او
صد چو جان من فداي نام او
صفحه قبل
1
...
3739
3740
3741
3742
3743
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن