نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
مختار نامه عطار
مائيم به عقل ناصواب افتاده
دل از شر و شور
در
شراب افتاده
آزاد ز ننگ و نام سربر خشتي
در
کنج خرابات خراب افتاده
هر سيم که داري به زيان آر که عمر
چون
در
گذرد نداردت سود اي دوست
و اکنون که شکفت برگ گل برگم نيست
در
موسم گل ز توبه يارب توبه
مهتاب افتاد
در
گلستان امشب
گل روي نمود سوي بستان امشب
در
ده مي گلرنگ که مي نتوان خفت
از مشغله هزار دستان امشب
وين ناله زار ناي
در
وقت بهار
گوئي که ز گور من برون مي آيد
با سيمبري نشسته
در
باد شمال
زين آب حرام خون خود کرده حلال
بشتاب که بر پشتي رويت خورشيد
خوش خوش به دهان شير
در
خواهد شد
تا غرقه شود
در
آب فرعون هوا
فرعوني مي به دست فرعون دهيد
دل
در
غم همدمي بفرسود و نيافت
مي جست مراد و مي نياسود و نيافت
هين کاسه مي! که عمر
در
بيخبري
از کيسه ما مي رود اي بيخبران!
اي ساقي!اگر جام سراسر بنماند
بر درد زن و جام پياپي
در
ده
در
جام بلور کن مي لعل که باغ
از مرواريد ابر جون مينا شد
وين بسته حرص عالم فاني را
زان پيش که خاک گردد آبي
در
ده
گل مي آيد با قدحي خون
در
دست
از عمر مگر دست به خون خواهد شست
از دست گلابگر گل عشوه پرست
در
پاي آمد چنانکه برخاک نشست
با گل گفتم چو يوسف کنعاني
در
مصر چمن ترا سزد سلطاني
بلبل که به عشق يک هم آواز نيافت
همچون تو گلي شکفته
در
ناز نيافت
گل گر چه به حسن صد ورق داشت وليک
در
هيچ ورق شرح رخت باز نيافت
گل نيز چو
در
خارکشي افتادست
بلبل همه راه خارکش مي گويد
شد تا به بر گلابگر جامه دران
از شرم رخت
در
آتش افتاد و گري
گل بين که گلاب ابر مي دارد دوست
وز خنده چو پسته مي نگنجد
در
پوست
گل گفت: ز رخ نقاب بايد انداخت
جان
در
خطر عذاب بايد انداخت
چون
در
آتش گلاب مي بايد شد
ناکام سپر بر آب بايد انداخت
صفحه قبل
1
...
3732
3733
3734
3735
3736
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن