نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
مختار نامه عطار
گاهي خود را نيست و گه هست کنم
وقت است که
در
گردن تو دست کنم
امروز منم وصل به هجران داده
سرگشته و روي
در
بيابان داده
چون غواصي دم زدنم ممکن نه
پس
در
دريا تشنگي جان داده
(چون مرغ دلم)به دام هستي
در
شد
چندانکه طپيد (بند محکم)تر شد
در
مغز دلم نشسته اي مي سوزي
يا بيرون آي يا درون راهم ده
تن زير امانت تو خاک
در
شد
زير قدم تو با زمين همبر شد
آن کيست که
در
راه تو سرگردان نيست
هر کو ره تو نيافت سرگردان است
در
عشق تو دل زير و زبر بايد برد
ره توشه تو خون جگر بايد برد
اي کاش دلم چنانکه دل مي خواهد
در
عشق تويک آه توانستي کرد
کو پاي که از دست تو بگريختمي
کو دست که
در
پاي تو آويختمي
اي کاش هزار جانمي تا هر دم
در
خاک قدمهاي تو مي ريختمي
چندان که خوشي است
در
دو عالم گو باش
من از همه فارغم، ترا مي طلبم
آسان ز سر هر دو جهان برخيزم
گر بنشيني تا به تو
در
مي نگرم
خورشيد رخ تو
در
نظر خواهم داشت
چون ذره دلم زير وزبر خواهم داشت
تا من هوس روي تو دارم از دل
خورشيد ميان ذره
در
خواهم داشت
چون من به تو
در
همه جهانم زنده
يک لحظه مباد بي تو جانم زنده
در
راه تو آب روي بفروخت همه
تا آتش مهر تو توانست خريد
گر يک سنگي است
در
همه عالم و بس
زان سنگ به همتت برون آرم من
مستي مرا اميد هشياري نيست
کز عشق تو مست
در
وجود آمده ام
ور
در
خور حضرت تو جان مي آيد
گيرم که نبود پرده برگير و بگير
چون نعره زنان قصد به کوي تو کنيم
جان
در
سر و کار آرزوي تو کنيم
در
هر نفسم هزار جان مي بايد
تا رقص کنان نثار روي تو کنيم
هر عافيتي که داشت
در
هر دو جهان
بفروخت و جمله را به بوي تو بداد
شوقي که مرا
در
طلب روي تو خاست
گر برگويم به صد زبان نايد راست
در
عشق تو نيم ذره سرگرداني
خوشتر ز هزار منصب سلطاني
صفحه قبل
1
...
3720
3721
3722
3723
3724
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن