نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
مختار نامه عطار
تو پاي به راه
در
نه و هيچ مپرس
خود راه بگويدت که چون بايد رفت
در
گرد جهان دويدنت فايده نيست
گرد سر و پاي خويش مي بايد رفت
صد قافله
در
هر نفسي مي گذرد
اي بي خبر آخر چه خبر داري تو
سرمايه تو
در
همه عالم عمري ست
بر باد مده که غصه بسيار خوري
از دور فلک زير و زبر خواهي شد
رسواي جهان پرده
در
خواهي شد
از خواب درآي اي دل سرگشته که زود
تا چشم زني به خواب
در
خواهي شد
گر يک سر ناخنت پديد آمد کار
در
کار شو و به ناخن اندوه مجوي
تو خفته و عاشقان او بيدارند
تو غافل و ايشان همه
در
اسرارند
بيکاري تو چو همچنين خواهد بود
اما همه ذرات جهان
در
کارند
در
عشق بمير از آنکه سرمايه عمر،
تا تو نکني زيان، ندارد سودت
هر دل که ز سر کار آگاهي يافت
در
هر مويي ز ماه تا ماهي يافت
بي ره رفتن، رموز مي انديشي
برفي ست که
در
تموز مي انديشي
چون
در
پس پرده مادري داري تو
وقتست که شير دايه بگذاري تو
چون نسبت خود درست کردي
در
فقر
نسبت يابي به هر چه نسبت جويي
اي خلق چرا
در
تب و تفتيد آخر
نابوده و ناآمده رفتيد آخر
اي بيخبران اين
در
و درگاه عظيم
خالي مگذاريد و مخفتيد آخر
اي مانده ز خويش
در
بلايي که مپرس
هرگز نرسيده اي به جايي که مپرس
زيرا که براي سوزني عيسي پاک
هر روز بسي دريغ
در
رشته کشيد
گر جان تو
در
پرده دين خواهد بود
با دوست بهم پرده نشين خواهد بود
وان دم که نه
در
حضور او خواهي زد
فردا همه داغ آتشين خواهد بود
با عشق، وجود خود برانداخته به
با سوختگي چو شمع
در
ساخته به
تا چند ترا ز پرده بيش آوردن
در
هر نفسي تفرقه پيش آوردن
مي دان به يقين که
در
ميان جانت
هر جا که خوش آمدي بود زناري ست
کم شو تو که مانده اي يک سر موي
پيري طلبيدنت خطر
در
خطر است
گر هر دو جهان کرامت ما گيرد
گو گير که
در
جوال مي نتوان شد
صفحه قبل
1
...
3713
3714
3715
3716
3717
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن