نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
مختار نامه عطار
هرگز ز طرب هيچ نخيزد بنشين
در
اندوهي که هرگزش پايان نيست
اي دل همه چاره تو بيچارگي است
در
گوشه نشستن تو آوارگي است
چون شادي خويش زهر قاتل مي ديد
در
کوچه اندوهگنان خانه گرفت
در
راه تعب ترک طرب بايد کرد
وين نفس پليد را ادب بايد کرد
هر پرده که بند پرده
در
خواهد خاست
اين پرده مثال آن دگر خواهد خاست
درد تو نگاه داشت
در
جان و نگفت
اندوه تو کرد ورد پايان و نگفت
امروز دلي سخن نيوش اولي تر
در
ماتم خود سياه پوش اولي تر
در
هر سخني چو چشمه کوه مجوش
دريا گردي گر بنشيني خاموش
در
فقر، سياه پوشيم اولي تر
صافي دل و درد نوشيم اولي تر
در
عشق تو از بس که خروش آورديم
درياي سپهر را به جوش آورديم
چون با تو خروش وجوش ما
در
نگرفت
رفتيم و دل و زبان خموش آورديم
تا چند زني اي زن برخاسته جوش
در
ماتم اين حديث بنشين و خموش!
گر هر دو جهان چو بحر آيد
در
جوش
تو ياوه مگو ز دوربنشين و خموش!
برکش ز برون دو جهان دايره اي
در
دايره شو تا چه پديدار آيد
هر چند که
در
ره دراز استادي
غبن است که از سر مجاز استادي
نه جان تو با سرالاهي پرداخت
نه
در
طلب نامتناهي پرداخت
در
راه طلب مرد بهمت بايد
يک يک جزوش نقطه حکمت بايد
در
باطن خويش کن سفر چون مردان
اهل نظري تو اهل نظاره مباش
تا مرغ دل تو بال و پر نگشايد
اين واقعه بر جان تو
در
نگشايد
گر مي خواهي که راهت انجام دهد
منزل همه
در
درون جان بايد رفت
نه جان ره جان فزاي خود يابد باز
نه دل
در
دلگشاي خود يابد باز
در
عشق تو هر دلي که مردانه بود
درسوختن خويش چو پروانه بود
تا کي ز بهانه همچو پروانه بسوز
در
عشق بهانه جستن افسانه بود
تا کي ز بهانه همچو پروانه بسوز
در
عشق بهانه جستن افسانه بود
در
عشق گمان خود عيان بايد کرد
ترک بد و نيک اين جهان بايد کرد
صفحه قبل
1
...
3712
3713
3714
3715
3716
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن