نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
مختار نامه عطار
يک ذره شود دو کون
در
ديده او
وآن ذره ز ذرگي برون آيد زود
هر قطره اگر چه جاي
در
دريا داشت
اما هر يک هزار استسقا داشت
هر چيز که آن ز نيستي
در
پيوست
هستند همه از مي اين واقعه مست
در
عالم جان نه مرد پيداست نه زن
چه عالم جان نه جان هويداست نه تن
در
باديه اي که چاره جز مردن نيست
تدبير بجز غصه فرو خوردن نيست
در
باديه اي که پا ز سر بايد کرد
هر روز سفر نوع دگر بايد کرد
در
بند گره گشاي مي بايد بود
گم ره شده رهنماي مي بايد بود
آن قوم که
در
وحدت کل آن دارند
ملک دو جهان، به قطع، ايشان دارند
چون نور منور سبل يابي باز
در
سينه خود راه رسل يابي باز
آن راز که هست
در
پس صد سرپوش
سرپوش بسوز و باز کن ديده بهوش
گر
در
هر دم هزار دريا بکشي
کم بايد کرد و خشک لب بايد بود
دل
در
طلبش بسي دويد و چو بديد
او بود دونده و دگر هيچ مپرس
هر قطره که همرنگ نشد دريا را
او
در
دريا چگونه دريا بيند
وان نقطه توحيد که
در
جان داري
چون دايره نامتناهي بيني
گر ديده وري تو ديده بر کار انداز
جان را به يگانگي
در
اسرار انداز
آبي کامل بر دو جهان بند به حکم
وانگاه بگير و
در
نمکسار انداز
يک ذره خيال غير
در
باطن تو
تخم دو هزار کوه آتش بيش است
يا هر چه که هست
در
جهان آينه است؛
يا آينه جمله تويي پنداري
گر هست روي
در
بن دوزخ ماني
ور نيست روي خويش کجا يابي باز
هر جاني را که غرق انعام بود
در
عالم بي نهايت آرام بود
گر
در
خواهي ز قعر دريا طلبي
کان کفک بود که باکناري افتد
گر
در
پي ذره ذره بنشيني تو
آن ذره بر آفتاب بگزيني تو
حق مستغني ست ليک چون
در
نگري
چون نيست جز او، از که بود مستغني؟
آن را که به چشم کشف پيداست يقين
او
در
ره مستقيم داناست بدين
بنگر تو که هر ذره که
در
عالم هست
فرياد همي زند که ماييم بيا
صفحه قبل
1
...
3702
3703
3704
3705
3706
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن