167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

خسرو نامه عطار

  • نيايد هيچکس در گور با تو
    مگر مشتي مگس يا مور با تو
  • بجو جو، آنچ دزديدي مه و سال
    بدزدند از تو موران در چنان حال
  • زلا بايد که اول در سرايي
    اگر خواهي که از الا برآيي
  • کجا آن گاو قصابست آگاه
    که خون او بخواهد ريخت در راه
  • مرا گويند خواهي گشت خاکي
    که در پيشست هر يک را هلاکي
  • جهان چون من سخن گويي نديدست
    که در شعر دگربويي نديدست
  • ازان در شعر من اسرار يابند
    که بوي از کلبه عطار يابند
  • زدست روح جام جم چشيدم
    زهر نوعي سخن در هم کشيدم
  • ز هر در گفتم و بسيار گفتم
    چو زير چنگ شعري زار گفتم
  • همه بر کاغذي بنويس سرباز
    وزان پس کاغذت در آب انداز
  • اگر نام من از ديوان برآيد
    کجاتن در دهم گرجان بر آيد
  • جهاني خلق بين ناشاد مانده
    همه از خويش در فرياد مانده
  • کسي دارد بعالم کار و باري
    که در عالم ندارد هيچ کاري
  • اگر خود غايبي پيوسته باشد
    در اسلام بر وي بسته باشد
  • مرا گر بود انسي در زمانه
    بمادر بود و او رفت از ميانه
  • بيا تا آه ازين غم برنيارم
    غمش در دل کشم دم بر نيارم
  • بتو آورده روي اي رهنمايش
    بسي زد حلقه بر در درگشايش
  • توميداني که در دردتو چون بود
    که رويش هر سحر پراشک خون بود
  • بپشتي تو عمري کار کرده
    ز شوقت روي در ديوار کرده
  • تنش را خواب خوش ده در سلامت
    دلش بيدار گردان تا قيامت
  • ز پيش آن بهشت جاوداني
    دري در گور او کن ميتواني
  • کفن در بر حرير خلد گردانش
    لحد کن مرغزاري بر تن و جانش
  • کسي کو در دعا آرد مرا ياد
    همه وقتي نگهدارش خدا باد
  • مختار نامه عطار

  • رخ زرد و کبود جامه، خورشيد منير
    سرگشته ذره غبار در تو
  • اي از سر موئي دو جهان کرده پديد!
    کس در دو جهان يک سر مويت نشناخت