نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
خسرو نامه عطار
منم
در
دست صد غوغا بمانده
ز بي صبري درين سودا بمانده
چو دل
در
زير خويش آوردي آخر
چه بازيست اينکه پيش آوردي آخر
مرا امشب بجز گل هيچکس نيست
که شکر هست و
در
گردش مکس نيست
نه چون گل ديد کس
در
آسمان ماه
نه بر ديدار خسرو بر زمين شاه
مگر ملک سليمان زان او بود
که آنشب باد
در
فرمان او بود
چو اب از ميخ سيمين
در
درون جست
تو گفتي از چنار آتش برون جست
فتاده کار خسرو
در
مضيقي
گل از غنچه برون داده عقيقي
بغم ده سال
در
عالم دويدند
که تا بيغم شبي با هم رسيدند
در
عشرت زماني باز کردند
گهي بازي و گاهي ناز کردند
چو ميبايد شدن زير زمين
در
جهان گرميخوري باري چنين خور
چو سالي
در
گذشت از عقد آن ماه
پديد آمد يکي شهزاده زان شاه
بشکر او صلاي عام
در
داد
بدرويشان فراوان سيم و زر داد
سپه را گفت چون وقت زوالست
شکارم
در
چنين وقتي محالست
چو خسرو کرد
در
انگشت خاتم
چو ملک وصلش از گل شد مسلم
چنان گل خسرو او را
در
خور آيد
بدست هر فرومايه نشايد
در
و دل بسته بد، جان هم فروبست
بسي او نيز با او مهر پيوست
ز دشمن بود نيز او هم گريزان
حصاري
در
دزي مانند زندان
که خسرو
در
برش گربيند اين رنگ
شود ناچار اندر حال دلتنگ
بغايت شادمان شد شاه بهرام
که او را
در
همه عالم بدآن کام
بپاشيدند بس بي حد و بي مر
بوقت عقدشان از
در
و گوهر
نه چندان کرد دلداري داماد
که
در
صد سال شرح آن توان داد
همي باشند
در
هر ملک سالي
بهر سالي شودشان تازه حالي
شهنشه کرد نام او جهانگير
که باشد
در
رکاب او جهانگير
همي آموخت تا چون گشت برنا
بعالم
در
نبودش هيچ همتا
پس از وي هر که بد
در
روم قيصر
همه از تخم او بودند يکسر
صفحه قبل
1
...
3694
3695
3696
3697
3698
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن