نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.
خسرو نامه عطار
چو مرغ صبح
در
فرياد آمد
فلک را بازيي نو ياد آمد
غم کاري دگر
در
پيشش آورد
بپاي خود بگور خويشش آورد
يکي ده بود
در
نزديک آن راه
چو بادي سوي آن ده رفت آن ماه
بپيش ده پديد آمد يکي کوي
ميان آب و درختان روي
در
روي
سمن
در
حلقه سنبل فگنده
صبا مشگ ترش بر گل فگنده
رخ گل را بشب
در
روزي بودي
بروز اندر ستاره مينمودي
دلش
در
عشق گل درياي خون شد
بزير دست عشق او زبون شد
کنيزي را بخواند و گفت آن ماه
بجان آمد دلم زين خفته
در
راه
چو مشکين بند زلفش دلستانست
دل مسکين من
در
بند آنست
ازو گرکام دل حاصل نيايد
مرا شادي دگر
در
دل نيايد
بترکي گفت کاي هندوت خورشيد
تويي زنگي ولي
در
چين چو جمشيد
که گرترکي نه
در
فرمانش آيد
چو پيلي ياد هندستانش آيد
جهانا هر زمان رنگي براري
که داند تا تو
در
پرده چه داري
بدو گفت اي مرا
در
خون نهاده
قدم از حد خود بيرون نهاده
منم اينجا غريبي دل شکسته
چه ميخواهي ازين
در
خون نشسته
منم دل
در
هوايت ذره کردار
که تا چون آفتاب آيي پديدار
منم پروانه يي دل
در
تو بسته
طواف شمع رويت را نشسته
چو بر نامد ازان گل هيچ کارش
نه صبرش ماند
در
دل نه قرارش
برآورد از جهان بانگ خروشي
ز خلقش
در
جهان افتاد جوشي
خبر نه از جهان
در
خواب رفته
چسان باشد ميان مرگ و خفته
گل تر
در
ميان خاک و خون ماند
بزيرپاي محنت سرنگون ماند
نه چندان اشک ريخت آن عالم افروز
که باران ريزد آن
در
يک شبانروز
فغان ميکرد کاي چرخ دونده
نگونسارم چو خود
در
خون فگنده
مرا از جور تو تا چند آخر
کني هر ساعتم
در
بند آخر
دلم
در
عشق خسرو آن بلا ديد
که هرگز هيچ عاشق آن کجا ديد
صفحه قبل
1
...
3685
3686
3687
3688
3689
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن