نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
خسرو نامه عطار
چو زلف يار خود
در
دست ميديد
همه خلق جهانرا مست ميديد
چو کوزه دست بر سر پاي
در
گل
چو کاسه سوزو گرمي کرده حاصل
بدل بردن، برم چندان نشستي
که دل بر بودي و
در
جان نشستي
بسي سوگند خورد آن ماهپاره
که گل شد غرقه چون
در
آبساره
کسي را
در
جهان از وي خبر نيست
مرا زين بيش آگاهي دگر نيست
دگر ره گفت از سر کارم افتاد
ز گل
در
راه چندين خارم افتاد
بدل گفتم رخ دمساز بينم
گلم را
در
سپاهان باز بينم
چو
در
دريا بود آغشته يارم
چو دريا خويش را سرگشته دارم
چو دري بالب درياش آرم
اگر
در
سنگ شد پيداش آرم
من از دريا کنون يک چشم زدرا
بخشگي باز آرم
در
خود را
کجايي اي گل پنهان بمانده
ز چشمم رفته و
در
جان بمانده
شدي چون مردمک
در
هفت پرده
بيا از مردمي هر هفت کرده
ازان
در
آب شد گم آفتابم
که بود او مردم چشم پر آبم
درين دريا مرا تنها بمگذار
دلم را
در
چنين سودا بمگذار
منم
در
آتش عشق و جواني
توداني گر بخواني گر براني
بسي بگريست و بسياري سخن گفت
سخن
در
فرقت آن سروبن گفت
هر آن عاقل که اين افسانه گويد
ترا
در
کار گل ديوانه گويد
بدريا
در
پي گل چون نشيني
اگر بادي شوي گل را نبيني
چو خورد آن ماه را
در
آب ماهي
زماهي ماه را چون باز خواهي
مرا تا گل نيايد
در
برمن
منه دل بر من و بر افسر من
مرا نيست اين زمان گل
در
برخويش
منم امروز گل جوياي دلريش
اگر عمري دوم،
در
کوي خويشم
همي تا من منم دلجوي خويشم
من از هجرت بخون
در
خفته مانده
بسي به زانکه تو آشفته مانده
زهر
در
پايگاهش بيشتر کرد
همه کارش بزر چون آب زر کرد
چو
در
طبع کسي پاکي نباشد
ز ابليسي خود باکي نباشد
صفحه قبل
1
...
3680
3681
3682
3683
3684
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن