نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.19 ثانیه یافت شد.
خسرو نامه عطار
سر افرازان دگر ره، صف کشيدند
دو رويه صور
در
گيتي دميدند
چو لاله بود سر تا پاي
در
خون
که ميآمدز کوهي کشته بيرون
جهان از شعله خورشيد پر تف
چو آتش گشته هر شمشير
در
کف
چو
در
گرديد اين زرين سطر لاب
ازين نه تخته پاشيده سيماب
زدست شب گريزان
در
افق شد
مه از مشرق برين نيلي تتق شد
جهاني شد فلک پر
در
شهوار
گرفت آفاق عالم ميغ هموار
شبي
در
چادر قيري نهفته
چو زير چشم بندي، چشم خفته
در
آن تاريک شب خسرو برون شد
شبيخون کرد و دشمن سرنگون شد
سپاه از خواب
در
جستند ناگاه
يکي زيشان نه لشگر ديد نه شاه
در
افگند اسپ بر شه، خسرو نو
نبودش خانه، ماتش کرد خسرو
زهي مرگ پياپي اين چه کارست
که
در
هردم نه مرگي صدهزارست
اگر نه مرگ مردم عام بودي
زهي حسرت که
در
ايام بودي
چو داري مرده يي افتاده
در
پيش
تويي آن مرده، بگري زار بر خويش
بخوزستان چو چنداني جفا کرد
زقيصر
در
سپاهان آن قفا خورد
در
گنج گهر بر خويش بگشاد
ببخشش هر دودست از پيش بگشاد
ولي پيوسته خسرو
در
تعب بود
که از هر گلشن آنجا گل طلب بود
بسي بگريست و چون ديوانه يي شد
ز شرم مردمان
در
خانه يي شد
زبان بگشاد چون بلبل بگفتار
که اي گل کرديم
در
خون گرفتار
چو مور از خانه بيرون اوفتادم
چو مويي
در
جهان افگند بادم
ز چشمم خون گشادي و برفتي
مرا
در
خون نهادي و برفتي
هران رازي که
در
دل داشتم من
ز خون بر روي خود بنگاشتم من
مگر
در
علت عشقي گرفتار
که نتوان داد شرح آن بگفتار
نظر بگشاد و
در
خسرو نگه کرد
ز ديده اشک خونين سر بره کرد
جهان افروز چون با خويش آمد
ز سر
در
اشک چشمش پيش آمد
کسي درد فراق يار برده
بسي
در
هجر او تيمار خورده
صفحه قبل
1
...
3679
3680
3681
3682
3683
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن