نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
خسرو نامه عطار
نشست آن شه پگاه از خون برش تر
که تاهرمز کي آيد از درش
در
چو قرص تيغزن بگشاد بازو
چو پر آتش تنوري،
در
ترازو
بنرمي حلقه برسندان
در
زد
چو کس پاسخ ندادش سخت تر زد
زماني
در
زدن را باز ميداد
زماني از برون آواز ميداد
چو پاسخ يافت از زن مرد
در
زن
بجست از جاي چون ارزن زدر زن
گهي
در
تاب شد چون شير از تف
گهي چون شير ميريخت از لبش کف
دلش را زو کلوخي بود
در
راه
که آبي بر کلوخش ريخت ناگاه
مگر سنگيش ازو
در
کفش افتاد
که شد همچون کلوخي کفشش از ياد
مرا زين کفشگر رويي بنفشست
که کافر نعمت و کافر
در
فشست
کرا افتاد هرگز
در
جهان اين
زهي کار جهان، کار جهان بين
سخن جز بر مذاق او نگفتم
بسالي
در
فراق او نخفتم
برآوردي فغان از دل بزاري
مرا از
در
برون راندي بخواري
و گر استادمي از دور بر راه
چو چشم او
در
افتادي بدرگاه
اگر ديدي مرا
در
جاي خالي
بگردانيدي از من روي حالي
دريغا گر کسم آگاه کردي
سپه
در
حال عزم راه کردي
درين معني مرا اول گنه بود
که او
در
شهر همچون خاک ره بود
شد القصه ازين غصه شب و روز
چو شمعي اشک ميباريد
در
سوز
بشب
در
يکزمان خوابش نبودي
بجز خون بر جگر آبش نبودي
چنين گفت آنکه استاد جهان بود
که
در
باب سخن صاحبقران بود
چو
در
برداشت چون گل دلستاني
نکردي ياد از حسنا زماني
چو گل باشد، که، از حسنا کند ياد
چو
در
باشد، که از مينا کند ياد
دل حسنا زگل
در
جوش افتاد
گهي بر خاست و گه مدهوش افتاد
کسي داند که رشک آدمي چيست
که او
در
رشک روزي تا بشب زيست
در
آن نامه نوشت از حال هرمز
که اين برنا يکي شاهست کربز
چنين شاهيست گفتم با تو حالش
از ان گلرخ چنين شد
در
جوالش
صفحه قبل
1
...
3676
3677
3678
3679
3680
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن