167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

هيلاج نامه عطار

  • که کاري اينچنين است اي يگانه
    مرا زهره نباشد در زمانه
  • حقيقت شيخ دين شيخ کبير است
    که در معني و صورت بي نظير است
  • تو ميداني مرا اسرار تحقيق
    که در کشتن مرا از اوست توفيق
  • منم اسرار ايشان در حقيقت
    که گفتم اينچنين از ديد ديدت
  • ره شرعم اگر چه کرده ايشان
    وليکن مانده ام در نزد ايشان
  • اگرچه پخته رازي در اينجا
    ز راز من تو آگاهي دراينجا
  • تو داني راز من در پرده راز
    که اينجا ديده ام انجام و آغاز
  • منزه دانم اينجا از همه چيز
    مبراام در اينجا ايمنم نيز
  • کسي ايشيخ دين ما را نه بشناخت
    بگو تا لاجرم بودم در اين باخت
  • کنون خواري نخواهم من دگر بس
    مرا زيبد در اينجا گفتن و بس
  • نخواهم کشت کس را خود کشم من
    شراب صرف وحدت در کشم من
  • از اول بت پرستيدم در اينجا
    نديدم هيچ ازين بت ديدم اينجا
  • بديرم در کشيد از آخر کار
    مرا او محو کرد اينجا بيکبار
  • بديرم در کشيد و مست کردم
    حقيقت نيست کرد و هست کردم
  • چنان مستم که جانم پيش محو است
    مرا ديدار او در ديد سهو است
  • اگر چه پير شبلي پير راهست
    در اول ديدمش او عذر خواهست
  • مرا گفت آشکار اين عيان او
    حقيقت هست در دل بي نشان او
  • در آخر جان جان آيد پديدار
    چو گردد جسم و جانش ناپديدار
  • فلک را در ملک اينجا زنم من
    حقيقت دور گردون بشکنم من
  • در اين ارزن کجا من شرح فردوس
    کنم آرم کنون من فرع فردوس
  • هر آنچه از کارگاه ماست امروز
    حقيقت در بر چرخ دل افروز
  • نه دنيا و نه مولا در بر من
    مرا مغيست از اسرار روشن
  • چو دنيا سجن مؤمن آمد اينجا
    که در اينجاي ايمن آمد اينجا؟
  • سخن از شرع گفتم در حقيقت
    تو ميداني يقين پير طريقت
  • ولي بايد که بهتر زين نداند
    مرا در کشتن خود راز داند