نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.
الهي نامه عطار
که يک پر ز آسمانش تا زمين بود
در
آنجا باز ماند و مصطفي شد
در
آنجا خويشتن را او نهان ديد
ز تن بگذشت وز جان هم سفر کرد
نظر کن ذات ما را بالقا تو
در
آن دهشت زبانش رفت از کار
لقاي خالق کون و مکان ديد
در
آنجا ميم احمد کل فنا شد
محمد
در
عيان عين خدا شد
نبود احمد خدا بود اندر آنجا
توئي عقل و توئي قلب و توئي جان
همه
در
نزد تو سد بود نابود
که مقصودت کنيم اين لحظه پيدا
توئي مقصود ما
در
آفرينش
همه از ذات خود بخشيدم اي شاه
که ايشانند
در
نزدم کفي خاک
توئي مر جمله را چون چشم بينش
تو محبوب مني
در
کل اسرار
ترا
در
ذات خود يکتا نمودم
بگفت اسرار جانان سي هزارش
ازين سه سي هزاران
در
مکنون
بگو سي و مگو سي پيش ياران
وگر نه
در
درون خود نهان کن
چو رفت اين بازگشت از لامکان او
يکي بد ذات او
در
بود آنجا
يقين مي ديد او معبود آنجا
مکانش
در
حقيقت لامکان بود
چرا کاندر عيان او جان جان بود
همه او بود ليکن
در
حقيقت
شد او خاموش و دم زد از شريعت
يقين کز خدمت او کام يابي
وزو
در
هر دو عالم نام يابي
تو پنداري حقيقت
در
دل تست
چه غم داري چو جوهر حاصل تست
قبولم کن که تو از حق قبولي
تو
در
سر يقين صاحب وصولي
مران از حضرت پاکم حقيقت
که من
در
حضرتت خاکم حقيقت
هيلاج نامه عطار
خداوندي که جان بخشيد و ادراک
نهاد اسرار خود را
در
کف خاک
دو عالم
در
سجود اوست دايم
به ذات خود بود پيوسته قايم
دو عالم
در
تو پيدا کرده بنگر
وصالش يافتي از وصل برخور
سراسر
در
تو پيدا مي نداني
که بيشک اينجهان و آنجهاني
ترا خورشيد و مه رخشان و گردان
طلبکار تو و تو
در
دل و جان
حجاب صورت آنجا باز بسته
خودي و خويش
در
پرده نشسته
صفحه قبل
1
...
3508
3509
3510
3511
3512
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن