نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان عطار
در
نگر و خلق جهان را ببين
روي نهاده به عدم اي غلام
چون همه
در
معرض محو آمدند
محو شوي زود تو هم اي غلام
هيچ کارم نيست جز اندوه تو
روز و شب پيوسته
در
کار توام
گفته اي کم گير جان
در
عشق من
کم گرفتم چون گرفتار توام
بي تو با چشم خون فشان همه شب
در
غم لعل درفشان توام
چون زنم
در
هواي تو پر و بال
که نه من مرغ آشيان توام
نيست چون زلف تو سر خويشم
گرچه چون زلف
در
قفاي توام
از همه فارغم که
در
دو جهان
مي نيايد به جز رضاي توام
ني که از خطت زبانم شد ز کار
زان چنين دايم زبان
در
بسته ام
تو چنين پسته دهان و من ز شوق
گرچه مي سوزم دهان
در
بسته ام
آشکارا خون دل بگشاده ام
تا به زلفت دل نهان
در
بسته ام
پر گره دانست زلف تو که من
دل به زلفت هر زمان
در
بسته ام
چون جهان آراي ديدم روي تو
چشم از روي جهان
در
بسته ام
گر بسوزد همچو خاکستر دو کون
نگسلم از تو چنان
در
بسته ام
تا بلاي ناگهان ديدم ز هجر
رخت رحلت ناگهان
در
بسته ام
چون توشه وصال توام دست مي نداد
در
پا فتاده گوشه هجران گرفته ام
آن راه چشمه
در
ظلمات دو زلف توست
يارب رهي چه دور و پريشان گرفته ام
چون خشک سال وصل تو
در
کون ديده ام
از ابر چشم عادت طوفان گرفته ام
توبه من چون بود هرگز درست
کز ملامت
در
شکست افتاده ام
بي خودم کن ساقيا بگشاي دست
زانکه
در
خود پاي بست افتاده ام
اين زمان عطار و يک نصفي شراب
کز زمان
در
نصف شست افتاده ام
قصه جانم چو کس مي نشنود
غصه بسيار
در
دل کرده ام
چون نمي يارم شدن مطلق به خويش
خويشتن را
در
سلاسل کرده ام
دل چو
در
انگشت رحمان داشتم
شير از انگشت رحمان خورده ام
بي دل و بي قراري مانده ام
زانکه
در
بند نگاري مانده ام
صفحه قبل
1
...
3330
3331
3332
3333
3334
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن