نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.
ديوان عطار
عشق را جاني ببايد بيقرار
در
ميان فتنه سر غوغاي عشق
جمله چون امروز
در
خود مانده اند
کس چه داند قيمت فرداي عشق
ديده اي کو تا ببيند صد هزار
واله و سرگشته
در
صحراي عشق
در
جهان شوريدگان هستند و نيست
هر که او شوريده شد شيداي عشق
در
نشيب نيستي آرام گير
تا برآرندت به سر بالاي عشق
خيز اي عطار و جان ايثار کن
زانکه
در
عالم تويي مولاي عشق
اي عشق تو با وجود هم تنگ
در
راه تو کفر و دين به يک رنگ
در
عشق تو هر که نيست قلاش
دور است به صد هزار فرسنگ
اي
در
ره حل و عقد عشقت
پيران هزار ساله اطفال
مرغ تو منم که تا که هستم
در
عشق تو مي زنم پر و بال
در
عشق گريز همچو عطار
تا باز رهي ز جاه و از مال
زهي
در
کوي عشقت مسکن دل
چه مي خواهي ازين خون خوردن دل
از آن روزي که دل ديوانه توست
به صد جان من شدم
در
شيون دل
چو عشقت آتشي
در
جان من زد
برآمد دود عشق از روزن دل
هر تابش مهت را مهري هزار
در
سر
هر تير ترکشت را صد کينه توز حاصل
روي تو بود روزي خطت گرفت نيمي
ملکي ز خطت آمد
در
نيمروز حاصل
ناخوشت مي آيد اما چون کنم
عشق نبود
در
خوش آمد والسلام
جان عطار از سپاه سر عشق
در
دو عالم شد سپهبد والسلام
در
دلم آتش فکن از مي که مي
آينه دل بزدود اي غلام
روي زمين گر همه ملک تو شد
در
پي تو مرگ چه سود اي غلام
بر دل عطار فلک هر نفس
صد
در
اندوه گشود اي غلام
چند باشي بر اميد دانه اي
همچو مرغي مانده
در
دام اي غلام
چند باشي
در
ميان خرقه گير
تازه گردان زود اسلام اي غلام
هر که او
در
عشق بي آرام نيست
کي تواند يافت آرام اي غلام
بس که بريزد گل نازک ز باد
ما شده
در
خاک دژم اي غلام
صفحه قبل
1
...
3329
3330
3331
3332
3333
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن