نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.18 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
در
جهان خاکساري خسرو وقت خودم
کم نمي دانم ز جام جم سفال خويشتن
چون گل رعنا فريب مهلت دوران مخور
در
بهاران بگذران فصل خزان خويشتن
در
ديار ما که از مغز قناعت آگهيم
طعمه مي سازد هما از استخوان خويشتن
از مروت نيست با سنگ جفا راندن مرا
من که
در
بند گرانم از وفاي خويشتن
بخت اگر
در
نارسايي ها رسا افتاده است
نيستم نوميد از آه رساي خويشتن
عشق
در
بند گران است از وفاي خويشتن
بيد مجنون است خود زنجير پاي خويشتن
از سر اين خاکدان هر کس که برخيزد چو سرو
در
صف آزادگان باشد لواي خويشتن
نيستم
در
زير بار منت باد مراد
کشتي خويشم چو موج و ناخداي خويشتن
در
کف آيينه چون سيماب مي لرزد به خويش؟
آنچنان لرزد دلم بر آبروي خويشتن
جستجوي عشق از افسردگان روزگار
هست
در
خاکستر سنجاب اخگر يافتن
سينه پر داغ ما ساده است از نقش اميد
نيست ممکن آب
در
صحراي محشر يافتن
مور را ملک سليمان درنمي آيد به چشم
در
قيامت ديده ناديده نتوان يافتن
دامن تسليم را صائب به دست آورده ايم
در
بساط ما دل غم ديده نتوان يافتن
بکر معني را بود
در
سادگي حسن دگر
بي صفا از زيور اغراق مي گردد سخن
مي کند گه
در
مزاج سردمهران کار زهر
گاه زهر غصه را ترياق مي گردد سخن
نيست مانع سرو را زنجير آب از سرکشي
چون بلند افتاد،
در
ديوان نمي ماند سخن
زنده جاويد مي سازد سخنور را چو خضر
در
اثر از چشمه حيوان نمي ماند سخن
ديده صورت پرستان گر شود معني شناس
در
قماش از يوسف کنعان نمي ماند سخن
فهم
در
غور سخن کوته نفس افتاده است
ورنه از درياي بي پايان نمي ماند سخن
مي شود چون ماه عالمگير نور اين چراغ
تا قيامت
در
ته دامان نمي ماند سخن
هستي ده روزه را عمر مؤبد مي کند
در
اثر باشد ز آب زنگ افزون سخن
بس که شد گرد کسادي پرده دار گوهرش
رشک دارد
در
ضمير خاک بر قارون سخن
کوته انديشي است ميل چشم بينايي مرا
ورنه دارد
در
گره هر نقطه اي چندين سخن
مي شود خلخال ساق عرش از هر حلقه اي
نارسايي نيست
در
زلف دلاراي سخن
طوطيان را زنگ
در
منقار خواهد بست حرف
گر چنين عالم تهي گردد ز جوياي سخن
صفحه قبل
1
...
3162
3163
3164
3165
3166
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن