نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.12 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
خون دل خوردن پشيماني ندارد
در
قفا
گر شرابي هست درعالم حلال اين است و بس
عشرت ما
در
رکاب معني نازک بود
عيد مانازک خيالان را هلال اين است وبس
اي که کردي از صدف گهواره
در
يتيم
اين گهرهاي به گل چسبيده را فرياد رس
در
جهان پر ملال اي کيمياي خوشدلي
رحمتي کن صائب غم ديده رافرياد رس
تيغ سيراب است موج قلزم خونخوارعشق
غوطه
در
خون مي دهي مارا، ازان دريا مپرس
کاسه
در
خون جگر داران عالم مي زند
از خمار ظالم آن چشم بي پروا مپرس
حلقه بيرون
در
از خانه باشد بي خبر
حال جان خسته را از چشم خونپالا مپرس
حلقه تأديب
در
گوش معلم مي کشند
از فضوليهاي اطفال ديار ما مپرس
يک نگاه گرم
در
سرچشمه خورشيد کن
پيش رويش حال چشم اشکبار ما مپرس
در
جنون فکر سرو سامان ندارد هيچ کس
مدعا چون ديده حيران ندارد هيچ کس
در
ديار ما که روزي ازدل خود مي خورند
آرزوي نعمت الوان ندارد هيچ کس
در
ديار ما که جان از بهر مردن مي دهند
آرزوي عمر جاويدان ندارد هيچ کس
مي شود اوقات مردم صرف
در
تعمير تن
فکر آزادي ازين زندان ندارد هيچ کس
بر ندارد طوق منت گردن آزادگان
شکرالله دست
در
احسان ندارد هيچ کس
نيست ما را شکوه اي از تنگي جا
در
قفس
کز دل واکرده ماداريم صحرا درقفس
بلبل از کوتاه بيني چشم برگل دوخته است
ورنه آماده است صددام تماشا
در
قفس
از هم آوازان شودزندان بهشت دلگشا
واي بر مرغي که افتاده است تنها
در
قفس
برگ عيش از دوري احباب داغ حسرت است
نيست آب و دانه بربلبل گوارا
در
قفس
داغ غربت شعله آواز را روشنگرست
ناله مرغ چمن گردد دو بالا
در
قفس
لب درين بستانسرا چون غنچه گل وامکن
کز زبان خويش باشد مرغ گويا
در
قفس
مي رسد رزق گرفتاران دنيا بي طلب
هست آب و دانه مرغان مهيا
در
قفس
ما همان از بدگمانيها دل خود مي خوريم
گرچه آماده است صائب روزي ما
در
قفس
گوشه چشمي است از صياد ما را التماس
هست باغ دلگشاي مانگاهي
در
قفس
خاطر صياد را نتوان پريشان ساختن
ورنه داردسينه صد چاک، آهي
در
قفس
گز ز تنهايي بنالد محض کافر نعمتي است
هرکه چون صياد دارد خانه خواهي
در
قفس
صفحه قبل
1
...
3082
3083
3084
3085
3086
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن