نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
در
روزگار غنچه ما اهل حل وعقد
چون گل حنا به ناخن تدبير بسته اند
در
پيش راه باده گلگون طلسم عقل
سدي است کز شکر به ره شيربسته اند
آنان که دل به معني بيگانه بسته اند
بر روي آفتاب
در
خانه بسته اند
لعن يزيد تلخي حرمت زمي برد
بر روي ما عبث
در
ميخانه بسته اند
صائب حضور اگر طلبي ترک عقل کن
کاين
در
به روي مردم فرزانه بسته اند
سهل است اگر زپاي فتاديم
در
رهش
بال تپيدن دل مارا نبسته اند
اي شاخ گل ببال که
در
مزرع وجود
چون خال دلفريب تو تخمي نکشته اند
از دودش آفتاب قيامت زبانه اي است
در
آتشي که دانه ما را برشته اند
چون شمع بارها زسر خود گذشتگان
در
زير تيغ زندگي از سر گرفته اند
در
دل نهان چگونه کنم داغ عشق را
صد بار بيش برگه ز دستم گرفته اند
خورشيد پيش پاي نبيند ز تيرگي
در
کوچه اي که شمع ز دستم گرفته اند
نه توبه بهارم و نه چهره خزان
چون
در
ميان براي شکستم گرفته اند
در
رابه روي دولت بيدار بسته اند
آن غافلان که تن به شکر خواب داده اند
عشاق
در
بهشت برين وا نمي کنند
چشمي کز آفتاب رخت آب داده اند
مشاطگان ز سرمه دنباله دارچشم
در
دست مست تيغ سيه تاب داده اند
صد بار غوطه
در
جگر شعله خورده ام
تا چون شرر مرا دل بيدار داده اند
در
دشت عشق ملک سليمان عقل را
رندان باد دست به يک مور داده اند
در
کعبه يقين نرسيده است هيچ کس
هر کس نشان آتشي از دور داده اند
با خون دل بساز که
در
خاکدان دهر
خط مسلمي به لب گور داده اند
جمعي که حلقه بر
در
ابرام مي زنند
با خود قرار تلخي دشنام داده اند
از خود گسستگان ز جان دست شسته را
در
راه سيل لنگر آرام داده اند
در
دامن مراد دو عالم نمي زنند
دستي که عاشقان تو بر دل نهاده اند
سير بهشت
در
گره غنچه مي کنند
آنان که دل به عقده مشکل نهاده اند
افتند
در
بهشت به دوزخ اگر روند
جمعي که شرمساري تقصير برده اند
مشکل کنند دست به يک کاسه با خسيس
جمعي که دست
در
دهن شير برده اند
صفحه قبل
1
...
3029
3030
3031
3032
3033
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن