نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
شاخي است بي ثمر که سزاي شکستن است
دستي که
در
ميان نگاري کمر نشد
هر کس به صدق
در
ره توحيد زد قدم
از ره برون نرفت اگر راهبر نشد
چون ني کسي بست کمر
در
طريق عشق
کام از نوا گرفت اگر پر شکر نشد
گرديد استخوان چو هما گر چه رزق ما
از مغز ما غرور سعادت به
در
نشد
تا خون آرزو نشود خشک
در
جگر
خامي از اين کباب چو خوناب مي چکد
در
کوي ميکشان نبود راه بخل را
اينجا زدست خشک سبو آب مي چکد
دامن کشان ز هر
در
باغي که بگذري
از ريشه سرو رشته پيوندبگسلد
در
جوش نوبهار کجا تن دهد به بند
ديوانه اي که فصل خزان بندبگسلد
در
وادي طلب نفس برق وباد سوخت
اين راه را دگر که تواند بسر رساند
طي شد زمان پيري ودل داغدار ماند
صيقل شکست وآينه ام
در
غبار ماند
از خود برآي زود که گردد گزنده تر
چندان که زهر
در
بن دندان مار ماند
در
بسته ماندديده يعقوب انتظار
از قاصدان مصر مروت نشان نماند
در
گلشن هميشه بهار بهشت جود
برگي ز باد دستي فصل خزان نماند
صائب زبان خامه به کام دوات کش
امروز چون سخن طلبي
در
ميان نماند
نه آسمان سبو کش ميخانه تواند
در
حلقه تصرف پيمانه تواند
چندان که چشم کار کند
در
سواد خاک
مردم خراب نرگس مستانه تواند
آن خسروان که روز بزرگي کنند خرج
چون شب شود گداي
در
خانه تواند
جمعي کز آشنايي عالم بريده اند
در
جستجوي معني بيگانه تواند
در
بحر تلخ آب گهر نوش مي کنند
جمعي که چون صدف لب گفتار بسته اند
با خواب امن صلح کن از نعمت جهان
کاين
در
به روي دولت بيدار بسته اند
در
بسته باغ خلد ازان عاشقان بود
کز درد وداغ خود لب اظهاربسته اند
در
فکر کوچ باش کز اين باغ پر فريب
پيش از شکوفه گرمروان بار بسته اند
خاکي نهاد باش که
در
رهگذار سيل
بسيار سد ز پستي ديوار بسته اند
تن
در
مده به ظلم که از زلف دلبران
زنجيرعدل بهر همين کار بسته اند
اين کم عنايتي است که از لطف بي دريغ
بر روي ميکشان
در
تزوير بسته اند
صفحه قبل
1
...
3028
3029
3030
3031
3032
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن