نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
صائب نيازمندي من گشت بيشتر
چندان که يار
در
دل من خون زناز کرد
در
پرده بود راز حقيقت گشاده روي
منصور از براي چه افشاي راز کرد
در
روزگار حسن تو از خجلتي که داشت
گل آب ورنگ خود عرق انفعال کرد
تااقتدا به کارگزاران عشق کرد
در
هيچ کار فکرت صائب خطا نکرد
مانند نخل موم نهال اميد ما
در
مغز خاک ريشه به ذوق ثمر نکرد
شد همچو تخم سوخته
در
خاک ناپديد
دلمرده اي که تربيت بال وپر نکرد
صائب بساز از رخ او بانگاه دور
با آفتاب دست کسي
در
کمر نکرد
با دل گذار کار زبان را که
در
مصاف
صد تيغ کار حمله مردانه اي است
در
موسم چنين دل نادردمندما
صائب هواي گوشه ميخانه اي نکرد
پيکان قرار
در
تن مردم نمي کند
دل هر زمان ز جاي دگر سربرآورد
با عشق حسن
در
ته يک پيرهن بود
آتش ز بال خويش سمندر برآورد
نگذاشت خط
در
آن لب شيرين حلاوتي
مور حريص گرد ز شکر برآورد
در
جلوه گاه حسن تو انگشت زينهار
از قامت علم صف محشربرآورد
آسوده تر ز ديده قربانيان شود
بر روي آرزو دل اگر
در
برآورد
از گرمخوني دل مشتاق زخم من
در
بيضه تيغ بال ز جوهر برآورد
پا
در
رکاب برق بود فصل نوبهار
صائب ز زير بال چرا سر برآورد
آن را که هست
در
رگ جان پيچ وتاب عشق
چون رشته عاقبت ز گهر سربرآورد
خودبين مشو کز آب روان بخش زندگي
آيينه
در
به روي سکندر برآورد
قانع چو کهربا به پرکاه اگر شوم
صد چشم
در
گرفتن آن پربرآورد
پا
در
رکاب برق بود فصل نوبهار
صائب ز زير بال چرا سربرآورد
در
زير تيغ حادثه ابرو گشاده باش
کاين زخمها ز چين جبين بر سپر خورد
تلخي نمي رسد به قناعت رسيدگان
در
خاک مور غوطه به تنگ شکر خورد
هر قطره آب
در
جگرش مي شود گهر
هر کس شمرده همچو صدف آب مي خورد
در
نور کي رسد يد بيضا به نخل طور
پروانه خون خويش به مهتاب مي خورد
چشم سياه مست تو
در
مجلس شراب
جام هلال را به سر آفتاب زد
صفحه قبل
1
...
3024
3025
3026
3027
3028
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن