نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.18 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
جايي که زلف حلقه بيرون
در
بود
نام دل شکسته ما را که مي برد
هر مشکلي که هست گرفتم گشود عقل
ره
در
حقيقت دل انسان که مي برد
در
هيچ جا غريب نباشد خداشناس
عارف حضور کعبه ز بتخانه مي برد
مرغي که شد ز دام تو آزاد
در
بهشت
سر زير بال خويش غريبانه مي برد
در
حشر از صراط سبکبار بگذرد
هر کس مرا به دوش به ميخانه مي برد
همکاسه هر که با فلک سفله مي شود
در
کام شير دست دليرانه مي برد
در
سنگ خون لعل ز شرم تو آب شد
گوهر عبث پناه به گنجينه مي برد
در
حشر سر ز خانه زنبور برکند
هرکس به خاک سينه پرکينه مي برد
صائب غم لباس به تن پروران گذار
در
زير يک نمد بسر آيينه مي برد
گر
در
گلوي خامه بريزند آب خضر
مکتوب اشتياق به پايان نمي برد
آن را که ذوق تنگدلي
در
بغل گرفت
لذت ز سير چاک گريبان نمي برد
تا
در
بغل کشد کمر نازک ترا
از شوق چشم حلقه زنار مي پرد
راهي که مرغ عقل به يک سال مي پرد
در
يک نفس جنون سبکبال مي پرد
چشم گرسنه را نکند سير جمع مال
در
خرمن است وديده غربال مي پرد
زين آتشي که
در
جگر تشنه من است
همچو سپند عقده تبخال مي پرد
در
مطلب بلند به همت توان رسيد
عنقا به کوه قاف به اين بال مي پرد
در
سينه هاي صاف نگيرد قرار دل
زود از بساط آينه سيماب بگذرد
در
جوي شير کاسه به خون جگر زند
از مي کسي که شب مهتاب بگذرد
بر قرب دل مبند که با ربط آفتاب
در
کان مدار لعل به خوناب بگذرد
چو موسم شباب دم صبح شيب را
صائب روا مدار که
در
خواب بگذرد
در
سينه من است ازان کبک خوشخرام
کوهي کز آن عقاب به پرواز نگذرد
در
کام شير بستر راحت فکنده است
هرکس که خواب امن درين روزگار کرد
گرديد از شکنجه بيچارگي خلاص
از چاره هر که رو به
در
چاره ساز کرد
شد طشت آتش افسر زر
در
نظر مرا
تا عشق او به داغ مرا سرفراز کرد
کوتاه ساخت دست دراز کريم را
در
عرض حاجت آن سخن را دراز کرد
صفحه قبل
1
...
3023
3024
3025
3026
3027
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن