نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
رفيق
در
سفر آب وگل ضرور بود
براي رفتن دل کاروان نمي بايد
دلي که
در
حرم کعبه بيقرار بود
کجا ز ديدن سنگ نشان بياسايد
در
آستانه عشق است فتح باب اميد
خوشا سري که بر آن آستان بياسايد
ز اختيار جهان عقده اي است
در
دل من
که جز به گريه بي اختيار نگشايد
ز تنگناي جهان کي گشاده مي گردد
دلي که
در
بر و آغوش يار نگشايد
مراست از دل مغرور غنچه اي صائب
که
در
به روي نسيم بهار نگشايد
شکسته حالي من پيش يار بايد ديد
خزان رنگ مرا
در
بهار بايد ديد
مقام عرض تجمل ميان دريا نيست
چو موج جوهر من
در
کنار بايد ديد
اگر چه
در
خمشي نيز جوهرم گوياست
مرا چوتيغ دم کارزار بايد ديد
ز خون خويش ترا
در
نگار خواهم دست
اگر چه بر يد بيضا نتوان ديد
خط عذار تو بارست بردل عشاق
که چشم آينه را
در
غبار نتوان ديد
ره صلاح به دست آر
در
جوانيها
که پيش پا به چشم مزارنتوان ديد
بريز خون مرا وخمار خود بشکن
که چشم مست ترا
در
خمارنتوان ديد
چه جاي آينه کز شرم آن رخ محجوب
دلير
در
رخ آيينه دار نتوان ديد
بس است آنچه من از روي آتشين ديدم
در
آفتاب قيامت دوبار نتوان ديد
عيار خوي تو پيداست از دل سنگين
اگر چه
در
دل خارا شرار نتوان ديد
به نو بهار خط سبز چشم بد مرساد
که
در
زمان خط آن حسن قدردان گرديد
ز نارسايي بخت سياه
در
عجبم
که چون ز کوه صداي مرا جواب رسيد
به داغ تشنه لبي صبر کن که
در
محشر
توان به چشمه کوثر ازين سراب رسيد
به دست بسته
در
خلد اگر زنم چه عجب
که جوي شير به طفلان گاهواره رسيد
خيال وحشي چشم که راه
در
دل داشت
که رشته نفس از سينه پاره پاره رسيد
ز چاره زن
در
بيچارگي که خسته ما
گرفت تا ره بيچارگي به چاره رسيد
ز فيض عالم بالا چه
در
تواني يافت
ترا که کسب هوا برکنار بام کشيد
درين چمن که گلش خار
در
بغل دارد
خوشا کسي که چو بادام چشم بسته دميد
ز تنگ گيري اين روزگار
در
عجبم
که صبح خنده چسان از دهان پسته دميد
صفحه قبل
1
...
3021
3022
3023
3024
3025
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن