نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
ز طرف روي تو خط سياه پيدا شد
در
آفتاب قيامت پناه پيدا شد
رخي که
در
جگر لاله خون ازومي سوخت
سياه روزتر از مشک ناب خواهد شد
به من عداوت دشمن چه مي تواند کرد
که گرگ
در
رمه من شبان ديگر شد
اميد هست به پروانه نجات رسد
چو شمع
در
دل شب ديده اي که گريان شد
چراغ روز بود آفتاب
در
نظرش
ز سرمه دل شب ديده اي که روشن شد
شدم به بتکده از کعبه سر برآوردم
مرا کليد
در
بسته نعل وارون شد
نماند گوهر ناسفته
در
محيط فلک
ز بس که از دل من آه سوي گردون شد
به عمر خويش تلافي نمي توان کردن
زفرصت آنچه مرا فوت
در
جواني شد
در
آن جهان گل رعناي باغ فردوس است
ز اشک چهره زردي که ارغواني شد
بلند وپست جهان
در
قفاي يکدگرست
اگر به چرخ روي خاک راه خواهي شد
اگر ز عشق ترا هست آتشي
در
سر
چراغ بتکده وخانقاه خواهي شد
در
آن چمن که به زر ميخرنددلتنگي
چو غنچه خرده ما صرف دلگشائي شد
کمند جاذبه چهره شکسته من
نهشت کاه
در
آغوش کهربا باشد
چنان ضعيف شدم
در
فراق اوصائب
که بال سير من از جذب کهربا باشد
خوش است حس که
در
پرده حيا باشد
که بدنماست پريزاد خودنماباشد
کليد صد
در
بسته است جنبش نفسش
لبي که خامش از اظهار مدعا باشد
مروت است که
در
عهد آن لب ميگون
فضاي سينه من دشت کربلا باشد
در
بهشت نبندندبر رخش صائب
مرا کسي که به ميخانه رهنما باشد
زبيقراري بلبل کجا خبر دارد
گلي که شب همه شب
در
کنارخود باشد
شده است ساقي ما از خمار مي بيتاب
نعوذبالله اگر
در
خمار خود باشد
سبکروي که نداده است دل به حب وطن
به هرکجاکه رود
در
ديار خود باشد
به سخت رومکن اظهار تنگدستي خويش
بشوي دست ز آبي که
در
گهرباشد
گره به سايه ابربهار نتوان زد
مبند دل به حياتي که
در
گذر باشد
به بردباري من نيست کوهکن
در
عشق
که کوه بردل من سايه کمرباشد
زتيره بختي خود شکوه نيست عاشق را
که ناله
در
دل شب بيش کارگر باشد
صفحه قبل
1
...
3010
3011
3012
3013
3014
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن