نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
سياه کرد به چشمش جهان روشن را
اگرچه
در
تن خفاش روح عيسي کرد
در
آفتاب جهانتاب محو شد صائب
چو شبنم آن که دل خويش را مصفا کرد
کسي که راه به تنگ دهان جانان برد
در
آفتاب قيامت ستاره پيدا کرد
چو نافه صائب اگر خون کنند
در
جگرت
به کيمياي رضا مشک ناب بايد کرد
به ياد عمر سبکرو که همچو آب گذشت
نظر
در
آينه جويبار بايد کرد
ز بس که سنگ ملامت فلک به کارم کرد
نهفته
در
جگر سنگ چون شرارم کرد
مرا به همت مردان دستگير شويد!
که دست
در
کمر کوهسار خواهم کرد
ز لاله شد
در
و ديوار، جامه فانوس
فروغ گل جگر خاک را بدخشان کرد
ميانه چمن و خانه هيچ فرقي نيست
که جوش گل
در
و ديوار را گلستان کرد
چو داغ لاله، سيه خيمه هاي صحرا را
بهار
در
جگر لاله زار پنهان کرد
دگر که پاي تواند کشيد
در
دامن؟
که ذوق سير چمن سرو را خرامان کرد
ز فيض مقدم عباس شاه ثاني بود
که نوبهار جهان روي
در
صفاهان کرد
علاج غفلت خود کن که پاي خواب آلود
سفر چو تنگ شود،
در
رکاب نتوان کرد
چنين که تيغ مکافات
در
زبان بازي است
صدا بلند درين کوهسار نتوان کرد
ز خال يار خجالت کشم ز سوختگي
که تخم سوخته
در
کار مور نتوان کرد
حضور روي زمين
در
بهشت خاموشي است
به حرف، ترک بهشت حضور نتوان کرد
به رشته گوهر شهوار مي توان سفتن
به گريه
در
دل سخت تو راه نتوان کرد
ز خاکمال يتيمي امان که خواهد يافت؟
که
در
صدف گهر شاهوار رفت به گرد
غبار هستي پا
در
رکاب ما صائب
ز خوش عناني ليل و نهار رفت به گرد
بهشت
در
قدم مرد عاقبت بين است
کسي که رو به قفا مي رود قفا نخورد
صبور باش که
در
انتظار ابر بهار
صدف به تشنه لبي از محيط آب نخورد
ز خود برآي که
در
سنگ آتش سوزان
شراب لعل ز خونابه کباب نخورد
چه احتياج کمندست
در
شکار ترا؟
که چشم شوخ تو نخجير با کمان گيرد
چو صبح، تيغ دو دم هرکه کار فرمايد
اميد هست که
در
يک نفس جهان گيرد
نديده است سيه مستي مرا خورشيد
هميشه صبح مرا
در
خمار مي گيرد
صفحه قبل
1
...
3007
3008
3009
3010
3011
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن