نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
درآ به عالم آب از جهان هشياري
که هر حباب
در
او عالم دگر دارد
پسر تلاش يتيمي کند ز حسن غريب
صدف چه آبله ها
در
دل از گهر دارد
چه وسعت است که اين بحر پرگهر دارد
که هر حباب
در
او عالم دگر دارد
در
آن محيط که باد مراد تسليم است
سفينه از نفس ناخدا خطر دارد
بغير آدم خاکي که گوهري است يتيم
کدام
در
گرانمايه نه صدف دارد؟
ز چرب نرمي گفتار مي توان دانست
که خاتم لب او موم
در
بغل دارد
چگونه پيله گرفته است کرم را
در
بر؟
چنان مرا به ميان رشته امل دارد
فلک به کام دل اهل فقر مي گردد
پياده هرکه شد اين اسب
در
کتل دارد
کسي که
در
گره افکنده است کار مرا
هزار ناخن تدبير دست کم دارد
لباس ماتم بلبل هميشه آماده است
به هر چمن که
در
او زاغي آشيان دارد
چو غنچه هرکه به وحدت سراي دل ره برد
حضور گوشه خلوت
در
انجمن دارد
ز يوسفي که ترا
در
دل است بيخبري
وگرنه هر نفسي بوي پيرهن دارد
براي پاکي دامان ما بهار از گل
هزار پنجه خونين
در
آستين دارد
به آب خضر کند تلخ زندگاني را
ز خط عقيق تو زهري که
در
نگين دارد
به خوردن جگرش
در
لباس، دنداني است
گهر به ظاهر اگر رشته را سمين دارد
مجوي سر خط آزادي از فلک صائب
که خود ز کاهکشان طوق
در
گلو دارد
بشوي دست و دل خويش از علايق پاک
که
در
نماز بود هرکه اين وضو دارد
به عهد لعل لب آبدار او رگ سنگ
چو تاک گريه مستانه
در
گلو دارد
چه باده غنچه اين باغ
در
سبو دارد؟
که هر نواطلبي برگ عيش ازو دارد
در
آب تلخ، صدف تلخکام ازان نشود
که رخنه لبش از خاموشي رفو دارد
به فکر پا سر آزادگان نمي افتد
که سرو، پاي به گل
در
کنار جو دارد
نخورده کرد سيه مست عندليبان را
چه باده غنچه اين باغ
در
سبو دارد؟
مکن تعجب اگر نيست چرخ را آرام
کز اين پياده بسي چرخ
در
جلو دارد
هنر ز فقر کند
در
لباس عيب ظهور
که نان گندم درويش طعم جو دارد
در
آن مقام که مقصود بي نشان باشد
خطر ز سنگ نشان بيش راهرو دارد
صفحه قبل
1
...
3005
3006
3007
3008
3009
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن