نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
ز صبح صادق اگر پيرهن کنم
در
بر
صداقتم به تو خاطر نشان نمي گردد
نمي کند گله ام گوش، اگرچه بتواند
در
هزار شکايت به يک سخن بندد
خزان ز سردي آهم چو بيد مي لرزد
اگرچه
در
نفسي نخل صد چمن بندد
درين رياض دل جمع غنچه اي دارد
که
در
به روي نسيم بهار مي بندد
به اين اميد که
در
دامن تو آويزد
نسيم پيرهن از مصر بار مي بندد
کليد آه ترا جوهري اگر باشد
که بر رخ تو
در
اين حصار مي بندد؟
هزار ناخن تدبير غوطه زد
در
خون
که تا ز عقده زلف تو سر برون آرد
در
آن رياض به بي حاصلي سمر شده ام
که نخل موم گل آفتاب مي آرد
فتادگان رهش از شمار بيرونند
به کوي او که مرا
در
شمار مي آرد؟
به مهره دل مومين من چه خواهد کرد
رخي که آينه را
در
گداز مي آرد
کسي که رام کند آهوان وحشي را
ترا به خون جگر
در
خيال مي آرد
چرا نسيم سر زلف
در
دل شبها
مرا به خاطر آن بيوفا نمي آرد؟
که گفته است
در
ابر سفيد باران نيست؟
که شرم حسن ز روي نقاب مي بارد
ز خنده که فتاده است
در
دلم آتش؟
که جاي اشک، نمک زين کباب مي بارد
ز غافلان چه توقع، که
در
زمانه ما
ز روي دولت بيدار خواب مي بارد
خيال روي که
در
دل گذشت صائب را؟
که ديگر از دم گرمش گلاب مي بارد
به خلق فيض رسان باش
در
زمان حيات
که پيشتر ز خزان نخل بار مي بارد
ازان هميشه بود روي شمع نوراني
که اشک
در
دل شبهاي تار مي بارد
نمي توان به تردد عنان رزق گرفت
ز آب و دانه چه
در
دست آسيا دارد؟
چو مور بال برون آورد ز دانه رزق
توکلي که مرا پاي
در
حنا دارد
هزار حيف که
در
دودمان عشق نماند
کسي که خانه زنجير را بپا دارد!
حضور خاطر اگر
در
نماز شرط شده است
عبادت همه روي زمين قضا دارد
مرا کشيده به زنجير نازک اندامي
که پيچ و تاب سر زلف
در
کمر دارد
ز کام هر دو جهان آستين فشان گذرد
دل رميده ما تا چه
در
نظر دارد
ز قرب سيمبران کاهش است قسمت ما
که
در
گداز بود رشته تا گهر دارد
صفحه قبل
1
...
3004
3005
3006
3007
3008
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن