167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.

ديوان صائب

  • حسن در پرده نيرنگ چرا مي آيد؟
    گل بيرنگ به صد رنگ چرا مي آيد؟
  • گرنه در پرده دل مطرب دمسازي هست
    از جگر ناله به آهنگ چرا مي آيد؟
  • حسن سنگين دل اگر کعبه مشتاقان نيست
    در لباس خط شبرنگ چرا مي آيد؟
  • چه نشاط است که در پرده خاموشي نيست؟
    غنچه از بستن لب تنگ چرا مي آيد؟
  • اي گل شوخ که در شيشه گلابت کردند
    هيچ يادت ز اسيران قفس مي آيد؟
  • در دل صاف نماند اثر تيغ زبان
    زخم اين آينه چون آب بهم مي آيد
  • دست بر خاطر آگاه ندارد شيطان
    گرگ در گله ز تقصير شبان مي آيد
  • ناتوان باش که در ملک اجابت صائب
    ناوک سست کمانان به نشان مي آيد
  • حرم عصمت يوسف چه نشاط انگيزست
    طفل يکروزه در آنجا به سخن مي آيد
  • عقده دل که در او ناخن الماس شکست
    فتحش از جنبش ابروي سخن مي آيد
  • پنجه در پنجه اعجاز مسيحا کردن
    از سبکدستي بازوي سخن مي آيد
  • عشق با حسن بود در ته يک پيراهن
    ذره با مهر جهانتاب برون مي آيد
  • رنگ در آب و گلم گريه خونين نگذاشت
    لاله از تربت من زرد برون مي آيد
  • مي کند پند اثر در دل پرشور مرا
    اگر از شوره زمين دانه برون مي آيد
  • شمع در محفل هرکس که نفس راست کند
    دود از خرمن پروانه برون مي آيد
  • آب در ديده پيمانه مي مي آيد
    اين چه شورست که از کوچه ني مي آيد
  • همت پير خرابات بلند افتاده است
    چون سبو دست طلب در ته سر مي بايد
  • معني بکر به مشاطه ندارد حاجت
    گوهري را که يتيم است چه در مي بايد؟
  • شوخ چشمي که به صيادي دل مي آيد
    نگهش در پس مژگان به کمين مي بايد
  • خيره چشمان هوس را ادبي در کارست
    حسن بي قيد ترا چين به جبين مي بايد
  • پاک کن از سخن پوچ دهان را صائب
    لقمه کام صدف در ثمين مي بايد
  • آن که در خانه اغيار کمر باز کند
    از کمر تيغ به کاشانه ما نگشايد
  • زور مي رحم به نوميدي ما خواهد کرد
    محتسب گر در ميخانه به ما نگشايد
  • اينقدر در جگر فکر چرا مي پيچي؟
    عقده اي نيست به يک آه سحر نگشايد
  • گر چنين کار جهان در گره افتد صائب
    سنگ طفلان گره از کار ثمر نگشايد