نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
شعله شوخ ملاحت ز رخت مي تابيد
آب حيوان صباحت همه
در
جوي تو بود
همزباني که غمي از دل من برمي داشت
در
سراپرده دل چشم سخنگوي تو بود
دل يوسف هوس حلقه زنجير تو داشت
صائب آن روز که
در
سلسله موي تو بود
نتوان
در
حرم قدس به پرواز رسيد
پر سيمرغ درين راه پر کاه بود
حرف هرکس که شنيديم ز ارباب کمال
در
شنيدن به مراتب ز رسيدن به بود
خنده شيرازيه اوراق گل از هم پاشيد
در
دل غم زده چون غنچه خزيدن به بود
شود از مهر خموشي دل خامش گويا
جوش مي
در
جگر خم ز سر بسته بود
معني از لفظ متين قدر و بها مي گيرد
قيمت آب فزون
در
گهر بسته بود
نبرد آب گهر تشنگي از سوختگان
سايلان را چه گشايش ز
در
بسته بود؟
بلبل از خرده افسرده گل
در
نگرفت
عشق را دوزخ نقد از شرر بسته بود
هرکه را سير مقامات بود
در
خاطر
به که پيوسته چو ني با کمر بسته بود
قسمت ما سخن سخت شد از روي گشاد
سنگ هرچند سزاوار
در
بسته بود
باغ
در
بسته ما ديده پوشيده بود
گل ناچيده ما دامن برچيده بود
دانه اي مي جهد از برق حوادث سالم
که زمين
در
نظرش تابه تفسيده بود
از جهانگردي ظاهر نشود کار تمام
هرکه
در
خويش سفر کرد جهانديده بود
تا قيامت نشود غنچه گل آغوشش
هرکه
در
خانه زين مست ترا ديده بود
حسن اهليت خط هيچ اثر
در
تو نکرد
آتش خوي تو جانسوز چنان است که بود
دلش از کوتهي رشته عمرست کباب
گريه شمع نه
در
ماتم پروانه بود
خرج من دايم از اندازه دخل است زياد
مور
در
خرمن من بيشتر از دانه بود
خار
در
پيرهنم جوهر ذاتي مي ريخت
بس که چون تيغ مرا ذوق ز عرياني بود
ديده شوخ به گرداب غم انداخت مرا
ياد آن روز که
در
عالم حيراني بود
شيشه و سنگ بغل گيري هم مي کردند
چه صفا بود که
در
عالم روحاني بود
عمر مردم همه
در
پرده حيراني رفت
عالم خاک کم از عالم تصوير نبود
داشت تا شرم کرم راه سخن
در
ديوان
عذر هرگز به پذيرايي تقصير نبود
ناله اهل جنون بود برون از پرگار
صائب امروز که
در
حلقه زنجير نبود
صفحه قبل
1
...
2996
2997
2998
2999
3000
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن