نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
در
تن کشته شمشير تو از جوش نشاط
استخوان پسته خندان شده را مي ماند
از خيالات پريشان، دل روشن صائب
آب
در
ريگ پريشان شده را مي ماند
روزگاري است که دريا چو دهد قطره به ابر
در
عقب چشم حبابش نگران مي ماند
چه کند سبزه نورس به گرانجاني سنگ؟
پاي من
در
ته اين خواب گران مي ماند
در
کشش نيست کمي قوت بازوي مرا
طاق ابروي ترا سخت کمان ساخته اند
نيست
در
چاشني شيره جان هيچ کمي
اينقدر هست که بسيار روان ساخته اند
زود باشد که زبان
در
قفس کام کشند
صائب آنان که به گلهاي چمن ساخته اند
محض حرف است که او را دهني ساخته اند
در
ميان نيست دهاني، سخني ساخته اند
گنج
در
گوشه ويرانه جمعي فرش است
کز زر و سيم به سيمين بدني ساخته اند
در
دل سنگ صنم قحط شرار افتاده است
تا به سرگرمي من برهمني ساخته اند
چشم شوخ تو به عيب دگران مشغول است
ورنه صد آينه
در
رهگذر آويخته اند
گر سر از جيب نيارند برون معذورند
در
نهانخانه دل سيمبري يافته اند
در
و ديوار ز شوق تو ندارد آرام
کوهها را به کمر دامن صحرا زده اند
نيست
در
عالم تجريد سبکباري هم
گره از قاف به بال و پر عنقا زده اند
خود حسابان که کشيدند به ديوان خود را
در
همين نشأه ز آشوب قيامت رستند
خاکياني که به معماري تن کوشيدند
در
ره آب بقا سد سکندر بستند
عمر
در
ماتم احباب به افسوس مبر
شکر کن شکر کز اين خواب پريشان جستند
عرق چهره خورشيد جهانتاب شوند
شبنمي چند که
در
دامن گل ننشستند
جلوه موج سراب است جهان
در
نظرش
چشم حق بين کسي را که ز باطل بستند
رو مگردان ز دم تيغ که بسمل شدگان
دام از ديده خود
در
ره قاتل بستند
زود باشد که گشايند دهن را به سؤال
صائب آنان که
در
فيض به سايل بستند
کيستند اهل جهان، بي سر و ساماني چند
در
ره سيل حوادث، ده ويراني چند
دو سه روزي است تماشاي گلستان جهان
در
دل خود برسانيد گلستاني چند
ثمر از ماست اگر برگ دگرها بردند
گوهر از ماست اگر خلق
در
آب افتادند
در
چمن رشک بر آن بال فشانان دارم
که به سرپنجه شاهين و عقاب افتادند
صفحه قبل
1
...
2990
2991
2992
2993
2994
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن