167906 مورد در 0.09 ثانیه یافت شد.

ديوان صائب

  • کاه را گر نکشد از ته ديوار برون
    نقص در جاذبه کاهربا مي باشد
  • در نظرها شود انگشت نما چون مه نو
    از تواضع قد هرکس که دوتا مي باشد
  • صحبت بدگهران بر دل نيکان بارست
    در ترازوي گهر سنگ گران مي باشد
  • رخنه در جوشن فولاد کند چون پيکان
    دل هرکس که موافق به زبان مي باشد
  • شوخي حسن محال است ز خط گم گردد
    برق در ابر سيه خنده زنان مي باشد
  • ديده حرص محال است شود سير به خاک
    دام در زير زمين هم نگران مي باشد
  • عشق در پرده ناموس نماند صائب
    ماه پوشيده کجا زير کتان مي باشد؟
  • چه کند قرب به عشاق، که در دامن گل
    همچنان ديده شبنم نگران مي باشد
  • مشو از صحبت بي برگ و نوايان غافل
    که شب قدر نهان در رمضان مي باشد
  • صحبت راست روان راست نيايد با چرخ
    تير يک لحظه در آغوش کمان مي باشد
  • بي ندامت نبود صحبت بي حاصل خلق
    شمع در انجمن انگشت گزان مي باشد
  • عشق هرچند که در نام و نشان ممتازست
    طالب مردم بي نام و نشان مي باشد
  • خط برآورد و همان چهره او ساده نماست
    در صفا جوهر آيينه نهان مي باشد
  • در خموشي نشود جوهر مردم ظاهر
    صائب اين گنج نهان زير زبان مي باشد
  • دل سودازدگان گوشه نشين مي باشد
    دانه سوخته در زير زمين مي باشد
  • ماه در دايره هاله نمايد خود را
    حسن مشتاق پريخانه زين مي باشد
  • در دل هرکه بود خرده رازي مستور
    همچو درياي گهر تلخ جبين مي باشد
  • خال در کنج لب و گوشه چشم است مقيم
    دزد پيوسته طلبکار کمين مي باشد
  • دهن خويش مکن باز به دريا صائب
    که غذاي صدف از در ثمين مي باشد
  • نبرد طوطي اگر حرف ز مجلس بيرون
    در بغل آينه را تنگ چو زنگار کشد
  • جاي شکرست نه جاي گله، گر ديده ورست
    هرکه در راه خدا بيشتر آزار کشد
  • گر زند مهر خموشي به لب خود طوطي
    در بغل آينه را تنگ چو زنگار کشد
  • دانه اش از گره دام مهيا باشد
    هرکه را زلف گرهگير تو در دام کشد
  • سايه عشق گران است، عجب نيست اگر
    سرو در زير پر فاخته قامت نکشد
  • فارغ است از غم عالم دل آزاده ما
    در حرم وحشت صياد کبوتر نکشد