نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
رهروي را که بود درد طلب دامنگير
خار
در
رهگذر راهنما مي ريزد
از لحد خاک گشاده است بغل
در
طلبش
خواجه از بيخبري رنگ سرا مي ريزد
صدف از تشنه لبي مشرق تبخال شده است
ابر
در
کام نهنگ آب گهر مي ريزد
هر که افسانه چشم تو کند
در
خوابش
بستر عافيت از تيغ دو دم نشناسد
چون ز آغاز به انجام رسد نامه من؟
در
مقامي که سر از پاي قلم نشناسد
هرگز از کبر نکردي نگهي
در
ته پا
به تو چون مايده فيض ز بالا برسد؟
کعبه
در
دامن شبگير بلند افتاده است
سيل پر زور محال است به عمان نرسد
در
مقامي که ضعيفان کمر کين بندند
آه اگر مور به فرياد سليمان نرسد
مي دود
در
پي آن چشم دل خام طمع
طفل هرچند به آهو به دويدن نرسد
در
حريمي که من از درد کشانم صائب
بحر را دعوي پيمانه کشيدن نرسد
نيست
در
سينه هرکس که ز غفلت آهي
همچو کوري است که دستش به عصايي نرسد
در
شفاخانه ايجاد بجز بيدردي
هيچ دردي نشنيدم به دوايي نرسد
گرگ
در
پيرهن جلوه يوسف دارد
نوبهاري که مبدل به خزان خواهد شد
هر که چون دام گرفتار تهي چشمي گشت
در
ته خاک به چشم نگران خواهد شد
بحر از موج شود گر لب دريوزه تمام
در
نصيب صدف پاک دهان خواهد شد
نيست
در
سايه اقبال هما آرامش
استخواني که به تير تو نشان خواهد شد
چشم نرگس نشود باز ز مستي، غافل
که سرش
در
سر اين خواب گران خواهد شد
نقش اقبال و ظفر
در
سپر انداختن است
تا توان موم شدن سنگ نمي بايد شد
زردرويي گل روي سبد تزويرست
در
پي حيله و نيرنگ نمي بايد شد
چرب نرمي چه اثرهاي نمايان دارد
تيغ
در
معرکه جنگ نمي بايد شد
با قدم خم شده خوش نيست پريشان نظري
در
کمانخانه نبايد ز نشان غافل شد
کرد از تهمت اگر مصر غبار آلودم
دامن پاک، کليد
در
زندانم شد
گر چه دندان گهر بود به پاکي مشهور
منزوي
در
صدف از پاکي دندان تو شد
کرد
در
ديده خورشيد سيه مشرق را
طالع آن صبح که از چاک گريبان تو شد
گفتم از روي تو گل
در
سرمستي چينم
عرق شرم به صد چشم نگهبان تو شد
صفحه قبل
1
...
2984
2985
2986
2987
2988
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن