نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.08 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
هر که
در
مذهب ما غيرت مشرب دارد
شب آدينه به ميخانه چراغ افروزد
عشق
در
سينه خس و خار تمنا سوزد
آرزو را به رگ و ريشه دلها سوزد
دل بيدار ازين گوشه نشينان مطلب
کاين چراغي است که
در
خلوت عنقا سوزد
چون سياووش زآتش به سلامت گذرد
هر که امروز
در
انديشه فردا سوزد
جلوه ساحل اگر سلسله جنبان گردد
کشتي از گرمروي
در
دل دريا سوزد
آتشين چون شود از مي گل رخسار ترا
در
شبستان تو پروانه دو بالا سوزد
در
جگر آه مرا سردي دوران نگذاشت
نکند دود درختي که ز سرما سوزد
هست
در
شرع محبت کسي امروز تمام
که ز احباب دلش بيش ز اعدا سوزد
از کلاه نمدي دود کند اخگر عشق
اين نه عودي است که
در
مجمر افسر سوزد
دل بيدار ازين صومعه داران مطلب
کاين چراغي است که
در
دير مغان مي سوزد
روي
در
قبله عشق است همه عالم را
منزلش بحر بود سيل ز هرجا خيزد
چه اميدست که
در
عالم نوميدي نيست؟
راه گم کرده ز جا راهنما برخيزد
در
بساطي که گهر گرد يتيمي دارد
چه غبار از دل غم ديده ما برخيزد؟
من و آن حسن جهانسوز که
در
محفل او
از سپندي که نسوزند صدا برخيزد
در
گنه اشک ندامت ز جگر برخيزد
اين سحابي است که از دامن تر برخيزد
تير اگر
در
هوس صيد شود خاک نشين
به ازان است به بال دگري برخيزد
پاي
در
دامن تسليم و رضاکش صائب
تا ترا نکهت يوسف ز گريبان خيزد
در
حريم دل اگر ماهرخي مهمان نيست
اين چه نورست که از روزن دل مي خيزد؟
با دل سوخته خوش باش که
در
محفل عشق
از سپندي که نسوزند فغان مي خيزد
بي سپر
در
دهن تيغ درآيد صائب
هر که را مهر خموشي ز دهان مي خيزد
بهله هر گاه کند بر کمرش دست انداز
رشک
در
سينه من ناخن شاهين ريزد
به اميدي که به آن گوشه دستار رسد
گل زر خود همه
در
دامن گلچين ريزد
نارسا نيست سر زلف تو
در
گيرايي
از کمند تو محال است يک چين ريزد
عشق
در
پاي گلي رنگ وفا مي ريزد
فرصتش باد که بسيار بجا مي ريزد
صائب از ديده خونبار کرم دارد ياد
کآنچه دارد همه
در
پاي گدا مي ريزد
صفحه قبل
1
...
2983
2984
2985
2986
2987
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن