نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
نيست
در
خاطر سودازدگان فکر وصال
به چه دل غرقه دريا به گهر پردازد؟
عاشق پاک نظر اوست که
در
خلوت وصل
چشم پوشد ز تماشا، به خبر پردازد
محو
در
پرتو خورشيد جهانتاب شود
هر که چون شبنم گل ديده به زر پردازد
هر که
در
تربيت جوهر بينش باشد
به جگر سوختگان همچو شرر پردازد
آتشي
در
جگر بلبل اگر هست، چرا
اين چمن را ز خس و خار نمي پردازد؟
خواب مخمل نبود
در
گرو افسانه
بخت کي گوش به افسانه خواب اندازد؟
صائب از بحر به يک جرعه برآوردي گرد
در
خور ظرف تو، ساقي چه شراب اندازد؟
کلک صائب چو گشايد گره از زلف سخن
تاب
در
نافه آهوي تتار اندازد
در
گذر از سر نظاره آن قد بلند
کاين تماشا ز سر چرخ کلاه اندازد
شکوه
در
دل گره و جرأت گفتارم نيست
مگر اين سلسله را اشک به راه اندازد
هست چون تيغ دودم
در
نظر غيرت من
حسن را آينه هر چند دو چندان سازد
در
جواني ز ثمر قامت نخل است دو تا
راستي سرو مرا بي ثمري مي سازد
عقل
در
کاسه سر عشق شد از بيخبري
ديو را باده گلرنگ پري مي سازد
راستي پيشه خود کن خيانت کردن
در
و ديوار جهان را عسسي مي سازد
دل ارباب هوس هر نفسي
در
جايي است
کي سگ هرزه مرس با مرسي مي سازد؟
در
پس پرده تزوير و ريا زاهد خشک
عنکبوتي است که دام مگسي مي سازد
روح
در
جسم محال است بماند صائب
طاير قدس کجا با قفسي مي سازد؟
دانه ام خال لب کشت شد از سوختگي
در
زميني که دل برق به خرمن لرزد
پير بر زندگي افزون ز جوان مي لرزد
برگ بر خويش
در
ايام خزان مي لرزد
نيست تاب نفس سرد دل روشن را
شمع
در
وقت سحرگاه ازان مي لرزد
مي شود از
در
نابسته پريشان، خاطر
دل آسوده ز چشم نگران مي لرزد
وطن از ياد به خونگرمي غربت نرود
آب
در
لعل گران قيمت ازان مي لرزد
گر چه فرسوده شد از خوردن نان دندانش
کوته آنديش همان
در
غم نان مي لرزد
لاله تربتش آتش به ته پا دارد
در
دل هر که طلب شمع سراغ افروزد
روزگاري است که
در
ساغر خورشيد، شراب
آنقدر نيست که يک ذره دماغ افروزد
صفحه قبل
1
...
2982
2983
2984
2985
2986
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن