نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
پرتو عاريتي نعل
در
آتش دارد
شمع محراب ز رخسار چو زر بايد کرد
مادر خاک به فرزند نمي پردازد
روي
در
منزل و مأواي پدر بايد کرد
تا به کي خرج تماشاي جهان خواهي شد؟
در
سرانجام خود آخر نظري بايد کرد
نقطه
در
سير و سکون تابع رمال بود
شکوه از ثابت و سيار نمي بايد کرد
از پريشان سخني عمر قلم شد کوتاه
زندگي
در
سر گفتار نمي بايد کرد
بر لباس است نظر مردم کوته بين را
سر خود
در
سر دستار نمي بايد کرد
گوهر راز به غماز سپردن ستم است
باده
در
شيشه شيراز نمي بايد کرد
بوي گل
در
گره غنچه پريشان نشود
پيش غماز دهن باز نمي بايد کرد
هيچ رنگي ز سياهي نبود بالاتر
سرمه
در
چشم فسونساز نمي بايد کرد
چشم
در
خانه پر دود گشودن ستم است
پيش زشت آينه پرداز نمي بايد کرد
در
جواني ز مي ناب گذشتن ستم است
شنبه خود شب آدينه نمي بايد کرد
مي برد ديده بي شرم طراوت ز عذار
جلوه بي پرده
در
آيينه نمي بايد کرد
تشنه چشمي غم همکاسه ز دل مي شويد
باده
در
جام سفالينه نمي بايد کرد
تخم اميد من از سعي فلک سبز نشد
دانه سوخته خون
در
جگر دهقان کرد
در
حريمي که کند دلبر ما دست بلند
چيست پيراهن يوسف که قبا نتوان کرد؟
نگذري تا ز سر دانه دل چون پر کاه
دست خود
در
کمر کاهربا نتوان کرد
دلم از رشک تماشايي او پر خون است
گر چه
در
چشمه خورشيد نظر نتوان کرد
تا چو کشتي ننهي بار رفيقان بر دل
پنجه
در
پنجه درياي خطر نتوان کرد
تا نمي
در
قدح اهل مروت باقي است
صائب از کوي خرابات سفر نتوان کرد
نعمتي نيست که چشمي نبود
در
پي آن
ترک وصل شکر از بهر مگس نتوان کرد
دعوي بوسه به آن غنچه دهن نتوان کرد
در
ميان چون نبود هيچ، سخن نتوان کرد
تا حيا قطع نظر زان گل رخسار نکرد
مور خط رخنه
در
آن لعل شکربار نکرد
يوسف ما به تهيدستي کنعان
در
ساخت
جنس خود چون دگران کهنه به بازار نکرد
با رخ ساده کني خون دل پرکاران را
در
زمان خط شبرنگ چها خواهي کرد
عشق
در
کف ز دل سوخته خاکستر داشت
حسن آن روز که آيينه مصفا مي کرد
صفحه قبل
1
...
2980
2981
2982
2983
2984
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن