نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
کرد مشتاق عدم سختي دوران جان را
سيل
در
دامن کهسار شتابي دارد
چه شتاب است که
در
ديده من دارد اشک
باز سيماب بر آيينه قراري دارد
به سيه روزي من کيست درين سبز چمن؟
داغ
در
مد نظر لاله عذاري دارد
خضر اگر راه به سرچشمه حيوان برده است
مست هم
در
دل شب آب خماري دارد
هر که رخساره آيينه گدازي دارد
رو به هر دل که گذارد
در
بازي دارد
به که از کف ندهد شيوه مردم داري
هر که چون ديده،
در
خانه بازي دارد
هر که
در
دايره ساده دلان نيست چو ماه
دل نبندد به کمالي که زوالي دارد
دل خون گشته اش از آب بود لرزانتر
هر که سر
در
قدم تازه نهالي دارد
چه ضرورست چو خورشيد به درها گردد؟
هر که
در
پرده شب راه سؤالي دارد
برق تازان به صف خرمن ما مي آيد
هر که
در
سينه گمان شعله آهي دارد
در
گلوي جرسش ناله خونين گره است
کارواني که ز پي آبله پايي دارد
گريه ماست که
در
هيچ دلي راهش نيست
ور نه باران ز صدف خانه خدايي دارد
زشت
در
مرتبه خويش کم از زيبا نيست
هر چه را مي نگري حسن خدايي دارد
در
زمان دل ديوانه من هر طفلي
چون فلاخن به بغل سنگ نگه مي دارد
هر عقيقي که دلش
در
گرو نام بود
پشت آسوده به ديوار يمن نگذارد
گل اگر شرم ز روي چمن آرا نکند
آرزو
در
دل مرغان چمن نگذارد
در
فسونسازي آن چشم سيه حيرانم
که خموش است و کسي را به سخن نگذارد
نيست
در
ميکده جز رطل گران دلسوزي
که تواند ز دل امروز غم فردا برد
محو
در
عالم بي نام و نشاني گشتيم
خبر عزلت ما کيست به عنقا ببرد؟
سيل
در
سلک نقش سوختگان است اينجا
کوه تمکين ترا کيست که از جا ببرد؟
در
اثر کوش که جز آينه دلسوزي نيست
که چراغي به سر خاک سکندر ببرد
در
و ديوار به محرومي من مي گريند
هيچ کس دامن خالي ز گلستان نبرد
بي نيازي
در
جنت به رخش باز کند
مور اگر حاجت خود را به سليمان نبرد
تا ابد خواري غربت نکشد
در
يتيم
دل نه طفلي است که عشقش به دبستان نبرد
ترک سر گوي که
در
معرکه جانبازان
تا کسي سر ندهد گوي ز ميدان نبرد
صفحه قبل
1
...
2978
2979
2980
2981
2982
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن