نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
غنچه
در
جامه خود چاک زدن عاجز نيست
دل عاشق چه غم از طارم اخضر دارد؟
دل صد پاره اگر همرهي ما نکند
کيست
در
راه طلب توشه ما بردارد؟
در
بيابان طلب تشنه جگر بسيارست
به که هر آبله اي آب جدا بردارد
از ثبات قدم ما دل تيغ آب شود
سيل
در
باديه ما خطر از پل دارد
در
خور مزد فلک کار به آدم دارد
خوردن نعمت عالم غم عالم دارد
ماتم و سور جهان دست
در
آغوش همند
که مه عيد به دنبال محرم دارد
در
سيه دل نکند کلفت مردم تأثير
نوحه گر دف به کف از حلقه ماتم دارد
دل هرکس شود از تيغ ملامت صد چاک
راه چون شانه
در
آن طره پرخم دارد
تخم
در
سينه کهسار پريشان شده ام
سبز گردون مگر از اشک سحابم دارد
منم آن باده پرزور که ميناي فلک
چاکها
در
جگر از زور شرابم دارد
غمزه شوخ ترا نيست محرک
در
کار
تيغ از جوهر خود سلسله جنبان دارد
دل
در
آن زلف ندارد غم تنهايي ما
فيض صبح وطن اين شام غريبان دارد
دامن شب مده از دست که اين ابر سياه
در
ته دامن خود چشمه حيوان دارد
مگذر از دامن صحراي قناعت کانجا
مور
در
زير نگين ملک سليمان دارد
در
پريشاني خلق است مرا جمعيت
دل من طالع سي پاره قرآن دارد
آن که از تيغ تغافل دو جهان بسمل اوست
دست
در
گردن دلهاي پريشان دارد
رهرو عشق چه پرواي مغيلان دارد؟
بيخودي
در
ته پا تخت سليمان دارد
مرکز از دايره انگشتر فرمان دارد
مور
در
خانه خود حکم سليمان دارد
خبر از خنده سوفار ندارد پيکان
چه اثر
در
دل غمگين لب خندان دارد؟
خار
در
ديده بي پرده شبنم شکند
از حيا چهره هر گل که نقابي دارد
نتوان ديد
در
آن روي عرقناک دلير
گل اين باغ عجب تلخ گلابي دارد
دم نشمرده محال است برآرد چون صبح
هر که
در
مد نظر روز حسابي دارد
تا به خاري نرساند ننشيند از پا
در
جگر آبله تا قطره آبي دارد
شب تارش به دو خورشيد بود آبستن
هر که
در
وقت سحر جام شرابي دارد
اي بسا خون که کند
در
دل صاحب نظران
چهره اي کز عرق شرم نقابي دارد
صفحه قبل
1
...
2977
2978
2979
2980
2981
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن