نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
تا قيامت
در
دل بسته نخواهد ماندن
عاقبت دست دعا قفل اثر مي پيچد
صيقل آينه غيب همان
در
غيب است
دل محال است به تدبير مصفا گردد
در
دل ساده ما عقل کند جلوه عشق
نقطه سهو بر اين صفحه سويدا گردد
عشق
در
پرده ناموس نماند صائب
قاف پوشيده کجا از پر عنقا گردد؟
ملک بيگانه بود بيخبري عاقل را
کسي از بهر چه
در
کشور اعدا گردد؟
سخن عشق محال است مکرر گردد
بحر
در
هر نفسي عالم ديگر گردد
حسن
در
هر نگهي عالم ديگر گردد
به نسيمي ورق لاله و گل برگردد
گل رويي که نيايد ز لطافت به خيال
چه خيال است
در
آيينه مصور گردد؟
تربيت را نبود
در
دل تاريک اثر
جوش دريا سبب خامي عنبر گردد
دست
در
دامن تسليم و رضا زن صائب
تا ترا موج خطر دامن مادر گردد
بيش ازين تاب ندارم، به جنون خواهم زد
شانه تا چند
در
آن زلف، سراسر گردد؟
حسن
در
هر نظري جلوه ديگر دارد
سخن تازه محال است مکرر گردد
صحبت زنده دلان جو که گرانقدر شود
آب بي قيمت اگر
در
دل گوهر گردد
نشود حرص تهي چشم به احسان خاموش
که لب نان، لب
در
يوزه سايل گردد
گر چنين تنگ شود دايره عيش و نشاط
پسته
در
پوست محال است که خندان گردد
خواب هرکس ز خيال تو پريشان گردد
زلف شب
در
نظرش سنبل و ريحان گردد
دلم آشفته ز جمعيت ياران گردد
همچو سي پاره که
در
جمع پريشان گردد
مي شود فاختگان را خط آزادي سرو
در
رياضي که نهال تو خرامان گردد
عشق هر روز شد از روز دگر مشکلتر
نيست
در
طالع اين کار که آسان گردد
هرکه چون آبله
در
حلقه آهل نظرست
هر قدم گرد سر خار مغيلان گردد
در
پريخانه دل نيست قرارش صائب
طفل اشکي که بدآموز به دامان گردد
نخل قد تو به باغي که خرامان گردد
سرو
در
زير پر فاخته پنهان گردد
قمري از سرو به زنهار برآرد انگشت
در
رياضي که نهال تو خرامان گردد
مي شود جمع به شيرازه خرمن آخر
تخم هر چند
در
آغاز پريشان گردد
بي ضرورت به سخن لب مگشا
در
پيري
که سخن پوچ ز افتادن دندان گردد
صفحه قبل
1
...
2973
2974
2975
2976
2977
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن