167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

ديوان صائب

  • اگرچه صرف در وصف تو کردم فکر صائب را
    به تحسيني نکردي شرمسارم، اين چنين باشد!
  • زتاب عارضت آب طراوت سوخت در جويش
    ميان مردمان آيينه ديگر با چه روا باشد؟
  • پريشان گفتگويي کز خط تسليم سر پيچد
    بهل تا از رگ گردن طنابش در گلو باشد
  • قبول سجده بت نيست در لوح جبين من
    چرا طغراي صندل از کنشتم آرزو باشد؟
  • نيم چون کعبه در قيد لباس از تن پرستيها
    زعرياني پرندي چون کنشتم آرزو باشد
  • نهان در ابر دايم آفتاب زندگي باشد
    سياهي نيل چشم زخم آب زندگي باشد
  • ز اوقات گرامي آنچه صرف عشق مي گردد
    به ديوان قيامت در حساب زندگي باشد
  • به مرگ اختياري هر که واصل مي تواند شد
    چرا در عالم پر انقلاب زندگي باشد؟
  • نباشد دفتر ايام را چون من کهنسالي
    اگر شبهاي هجران در حساب زندگي باشد
  • شود هر فردي از اوراق عمرم دست افسوسي
    اگر اوقات طاعت در حساب زندگي باشد
  • به دوزخ گر برندش در بهشت جاودان باشد
    دل صد پاره هر کس کباب زندگي باشد
  • به دست دختر رز اختيار خويش را دادن
    در آيينه خردمندان نه از مردانگي باشد
  • زفيض چشم حق بين در بياباني است جولانم
    که آنجا هر سياهي کعبه مقصود مي باشد
  • تفاوت نيست پيش بلبلان در خرده هاي گل
    به چشم عارفان هر اختري مسعود مي باشد
  • نگردد با بصيرت جمع در زير فلک بودن
    گريزان چشم بيناي شرر از دود مي باشد
  • بود از گردش پرگار دور عيش مرکز را
    گشاد اهل دل در حلقه توحيد مي باشد
  • عنان برق را ابر سيه صائب نمي گيرد
    نماند در جگر آهي که آتشبار مي باشد
  • مشو زنهار در دولت زحال دوستان غافل
    که اين خواب گران با دولت بيدار مي باشد
  • زغيرت پير کنعان چشم بندي مي کند، ورنه
    متاع يوسفي در هر سر بازار مي باشد
  • دل آگه مجو از ساکنان خانقه صائب
    که در کوي خرابات است اگر هشيار مي باشد
  • مرا نگذاشت در سر هوش لعل آبدار او
    مي ممزوج اينجا بيشتر پرزور مي باشد
  • به قدر اختصار از خانه لذت مي توان بردن
    حلاوت فرش در کاشانه زنبور مي باشد
  • زعمر رفته جز کلفت نباشد حاصل پيران
    که در دنبال، گرد کارواني بيش مي باشد
  • دهد چون مشکلي رو، دست در دامان ساقي زن
    که مي روشنگر آيينه ادراک مي باشد
  • زغفلت عين ادبارست اقبال خودآرايان
    که دايم ديده طاوس در دنبال مي باشد