نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.47 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
غبار جرم ما
در
دل نخواهد ماند رحمت را
محيط از رهگذار سيل ديگرگون نخواهد شد
پريشاني شود شيرازه جمعيت خاطر
مشو
در
هم اگر کار جهان يک چند درهم شد
نباشد
در
بساط آسمان هم جود بي منت
زبار منت خورشيد پشت ماه نو خم شد
برآمد از حجاب شرم
در
دوران خط رويش
هلال خط مشکين ماه عيد روزه داران شد
گريبان چاکي عشاق از ذوق فنا باشد
الف
در
سينه گندم زشوق آسيا باشد
چسان آيد برون از زير ديوار گرانجاني؟
تن زاري که
در
ششدر زنقش بوريا باشد
مقوس کرد بار روزي ما آسمانها را
دل آگاه
در
انديشه روزي چرا باشد؟
سلامت شبنم از سرچشمه خورشيد باز آمد
حضور خاطر ما نيست دايم
در
سفر باشد
زسيلاب حوادث عارف از جا
در
نمي آيد
کمند وحدت صاحبدلان موج خطر باشد
سخن سنجيده گفتن بي نيازي بار مي آرد
گهر
در
دامن غواص از پاس نفس باشد
حبابي را که
در
بحر حقيقت چشم بگشايد
سپهر آبگون چون پرده روي نفس باشد
قيامت مي کند
در
سايه زلف سيه خالش
جگردارست هر دزدي که همدست عسس باشد
سخنسازي ندارد جز خجالت حاصل ديگر
سر اهل سخن
در
پيش دايم چون قلم باشد
مکن از ظلمت فقر و فنا چون بيدلان وحشت
که آب زندگاني
در
شبستان عدم باشد
نيم غمگين اگر گردون نگردد بر مراد من
که برد پاکبازان بيشتر
در
نقش کم باشد
ندارد گنج قارون اعتبار خاک
در
چشمش
دلي کز درد و داغ عشق صائب محتشم باشد
نسازد نور يکتايي دو دل پروانه ما را
اگرچه صد هزاران شمع
در
يک انجمن باشد
نوازش از کسي جز سيلي اخوان نمي بيند
اگر صد سال يوسف
در
دبستان وطن باشد
گر از روشندلاني از گداز تن مشو غافل
که کار شمع
در
دلهاي شب بگداختن باشد
نثار تيغ سيراب شهادت نقد جان کردن
نفس
در
زير آب زندگاني باختن باشد
نبيند رنج غربت هر که دارد وسعت مشرب
زخلق خوش هميشه نافه
در
صحراي چين باشد
کند
در
پرده مه سير خورشيد جهان آرا
زصورت، ديده هر کس به صورت آفرين باشد
اگرچه داشتي ميخانه ها
در
پيش دست خود
به يک پيمانه نشکستي خمارم، اين چنين باشد!
خيال بوسه
در
دل نقش مي بستم زخاميها
به پيغامي نکردي شرمسارم، اين چنين باشد!
ز ابرو صد گره انداختي
در
رشته کارم
زپرکاري نکردي فکر کارم، اين چنين باشد!
صفحه قبل
1
...
2966
2967
2968
2969
2970
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن