167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.

ديوان صائب

  • گر چه در ظاهر چو مجنون رو به حي آورده ام
    نيست غير از پرده دل محمل ديگر مرا
  • سوخت تخم من ز برق عشق و دهقان هر نفس
    مي فشاند در زمين قابل ديگر مرا
  • گر چه دل خون شد ز درد عشق صائب کاشکي
    در بساط سينه بودي صد دل ديگر مرا
  • در کف آيينه چون سيماب باشد بي قرار
    گر سليمان جا به دست خود دهد مور مرا
  • گر برون آيد، به خون خود گواهي مي دهد
    ناله تا در دل نگردد خون، هم آواز مرا
  • در رگ ابر سيه اميد باران است بيش
    يک سر مو نيست بيم از چين ابرويش مرا
  • سرو بر آيينه ام چون زنگ مي آيد گران
    هست در مد نظر تا قد دلجويش مرا
  • زشت مي آيم به چشم خويش از بي جوهري
    در جگر روزي که نبود خارخار خط مرا
  • گر چه از آزادگانم مي شمارند اهل ديد
    رفته است از بار دل چون سرو، پا در گل مرا
  • مي کند خون در دلم هر ساعت از چين جبين
    مي کشد با اره از سنگين دلي قاتل مرا
  • چون حباب از روي دريا ديده من روشن است
    مي زند در چشم، خاک انديشه ساحل مرا
  • نيست چون قسمت، چه حاصل رزق اگر صد خرمن است؟
    باد در دست است چون غربال از حاصل مرا
  • گر چه چون آيينه خاموشم ز حرف نيک و بد
    گرد کلفت روز و شب فرش است در منزل مرا
  • شوق را عشق مجازي از زمين گيران کند
    نيست چون قمري نظر بر سر و پا در گل مرا
  • با دل پر رخنه خود مي کنم اظهار راز
    نيست غير از چاه در روي زمين محرم مرا
  • نيست در دنبال چشم شور عيش تلخ را
    پرده داري مي کند چون کعبه اين زمزم مرا
  • نيست يک جو خلد را در ديده من اعتبار
    حسن گندم گون برد از راه چون آدم مرا
  • بحر بي پايان چه بال و پر گشايد در حباب؟
    دل نکرد از گريه خالي حلقه ماتم مرا
  • در محيط عشق دارم چون صدف صد خانه خواه
    سر فرو نايد به صحرا ابر نيسان مرا
  • چون علم مي بايدم زد غوطه در درياي تيغ
    نيست بر تن گر چه غير از پيرهن جوشن مرا
  • در بهشت افتاد، هر کس باغ خود از خانه کرد
    سينه پر داغ دارد فارغ از گلشن مرا
  • فکر بي حاصل سرم را در گريبان غوطه داد
    رستمي کو تا برآرد زين چه بيژن مرا؟
  • فتح باب من بود در بستن چشم و دهان
    مي شود از روزن مسدود، دل روشن مرا
  • بي رخ او داغ در زير سياهي مانده اي است
    ديده خورشيد اگر صائب شود روزن مرا
  • نيست از دشمن محابا يک سر سوزن مرا
    کز دل سخت است در زير قبا جوشن مرا
  • با دل روشن، ز نور عاريت مستغنيم
    گل فتد از مهر و مه در ديده روزن مرا
  • گر چه دارم تازه، روي باغ را در بر گريز
    نيست چون سرو از تهيدستي دو پيراهن مرا
  • نيست در کالاي من چون آب روشن پشت و روي
    چيست يارب مطلب از زير و زبر کردن مرا؟
  • با چنين سامان حسن اي غنچه لب انصاف نيست
    از براي بوسه اي خون در جگر کردن مرا
  • من که با ياد تو دنيا را فرامش کرده ام
    از مروت نيست از خاطر به در کردن مرا
  • در بياباني که از نقش قدم بيش است چاه
    با دو چشم بسته مي بايد سفر کردن مرا
  • در گره از نافه نتوان بست موي مشک را
    راز عشقم، مي کند بي پرده، پوشاندن مرا
  • تا به کي گرد خجالت زنده در خاکم کند؟
    شسته رو چون گوهر از باران رحمت کن مرا
  • جاي من خالي است در وحشت سراي آب و گل
    بعد ازين صائب سراغ از گوشه دل کن مرا
  • در بهشت افکند آن رخسار گندم گون مرا
    شست ياد کوثر از دل آن لب ميگون مرا
  • خشک مي آيد به چشم سرو چون سوهان روح
    ريشه در دل کرد تا آن قامت موزون مرا
  • گرد کلفت گر به خاطر اين چنين زور آورد
    مي دهد در خاک آخر غوطه چون قارون مرا
  • نان به خون دل شد از تيغ زبان رنگين مرا
    ترزباني در گلو شد گريه خونين مرا
  • شد دو بالا حرص دنياي من از قد دوتا
    در فلاخن گشت اين خواب سبک، سنگين مرا
  • در چمن چون از خمار باده گردم بي قرار
    تاک از دست نوازش مي دهد تسکين مرا
  • من که چون خورشيد از خوانش به قرصي قانعم
    مي کشد گردون چرا در خاک و خون چندين مرا؟
  • ز آب تلخ و شور، روي خود نگرداندم ترش
    تا چو گوهر استخوان در بحر شد شيرين مرا
  • در مذاق من به است از خنده دندان نما
    اره گر بر سر گذارد جبهه پرچين مرا
  • کوهسارم، صرفه نتوان برد در افغان ز من
    مي کند تمکين خود، هر کس کند تمکين مرا
  • پاي گل را مي گرفت از اشک خجلت در نگار
    باغبان مي ديد اگر دست نگارين مرا
  • خورده ام خون، کرده ام تا مشک خون خويش را
    در گره چون نافه هيهات است ماند بو مرا
  • از زبان شکر، نعمت را تلافي مي کنم
    آب، چون شمشير، جوهر مي شود در جو مرا
  • روز روشن مي کند کار نمک در ديده ام
    شب ز شکر خواب باشد خط بيزاري مرا
  • آنچه من در بيخودي و مي پرستي يافتم
    حيف از اوقاتي که شد ضايع به هشياري مرا
  • مرد بي برگ و نوا را کاروان در کار نيست
    مي کند چون تيغ، عرياني سپر داري مرا