نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
نسبت کيفيت آن چشم با آهو خطاست
در
تماشاگاه او آيينه ها ميخانه بود
نيست تقصيري اگر زنار ما نگسسته ماند
دست ما
در
زير سنگ سبحه صددانه بود
شمع ايمن راه
در
ويرانه ام صائب نداشت
شب که مهتاب خيالش فرش اين غمخانه بود
داشت نقصانهاي عالم روي
در
اوج کمال
هوشياران را تلاش همت مستانه بود
تا نشد کشت جهان از دانه دل بارور
آسمانها
در
شمار سبزه بيگانه بود
دلربايي حسن را
در
پرده شرم است بيش
چشم خواباندن به ظاهر شرط صيادي بود
فکر عقبي نيست صائب
در
دل دنياپرست
جغد را ويران گواراتر زآبادي بود
ما عبث
در
عشق دندان بر جگر مي افشريم
بخيه بيکارست زخم تيغ چون کاري بود
در
صدف گوهر زسنگيني گرديده است
کف به روي دست دريا از سبکباري بود
چند دستم شانه زلف پريشاني بود؟
آرزو
در
سينه من چند زنداني بود؟
جبهه وا کرده يک گل
در
گلستانت نهشت
باغبان باغ بايد غنچه پيشاني بود
ياد ايامي که گلچين
در
گلستانت نبود
بوالهوس را دست بر سيب زنخدانت نبود
العطش مي زد تمنا
در
بيابان طلب
محشر لب تشنگان چاه زنخدانت نبود
لوح رخسار تو از نقش تماشا ساده بود
دست يغمايي
در
آغوش گلستانت نبود
اين زمان گرديد وقف عام، ورنه پيش ازين
غير صائب بلبلي
در
باغ و بستانت نبود
پيش ازين حسن مجرد تشنه زيور نبود
چشم دريا
در
خمار شبنم گوهر نبود
تنگدستي قسمت صاحبدلان امروز نيست
غنچه اين باغ را
در
جيب هرگز زر نبود
در
صدف تا داشت صائب گوهرم آرامگاه
کوه غم بر خاطرم از سنگ بد گوهر نبود
در
حريم فکر صائب دور باش منع نيست
خانه روشندلان دربان نمي گيرد به خود
فکر صائب چون شکر رزي کند، کلک بلند
در
شکر تا سينه از شيريني مضمون رود
نيست صحبت را اثر
در
طينت آهن دلان
تيزي سوزن کي از قرب مسيحا مي رود؟
عشق را
در
کشور ما آبروي ديگرست
يوسف اينجا بر سر راه زليخا مي رود
سوخت از گرمي نفس
در
سينه باد سموم
گردباد از وادي ما کي سلامت مي رود؟
در
حقيقت منتني دارد به ارباب کرم
هرکه بي منت به زيربار منت مي رود
پيرويهاي خضر ما را بيابان مرگ کرد
اين سزاي آن که
در
دنبال شهرت مي رود
صفحه قبل
1
...
2944
2945
2946
2947
2948
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن