167906 مورد در 0.07 ثانیه یافت شد.

کشکول شيخ بهايي

  • ... کس که خويشتن را در قعر خانه ي خويش جاي داده و بر خود پرده ...
  • ... معصيت کاري، بردباري در طاعت خداوند و بردباري بر مصيبت. ...
  • در سرزنش کسي که عمر خويش صرف علوم دنيائي و رسمي کرده به علوم حقيقي اخروي التفات نمي کند:
  • کان راه در او نه ريب نشکست
    و آن نان نه شور و نه بي نمک است؟
  • ... به نيرومنديشان در بدست آوردن والائي ها نه قهرماني هايشان. ...
  • ... زمانه را چنان نيک در مي يابم که راستش را راست و دروغش را دروغ ...
  • هر آن کو غافل از حق يک زمان است
    در آن دم کافر است اما نهان است
  • ... چگونه است؟ گفت: در گذشت پرسيد: علت مرگش چه بود؟ گفت: زندگانيش. ...
  • غمزه ي او بهر دلي دردي و داروئي دهد
    دست و دلي نمانده در کشور ما طبيب را
  • ... فهم کني، بنگر که در دست چه کسان است؟ ...
  • ... است؟ گفت: روزي که در آن معصيت خداوند نکنيم، آن روز عيد ماست. ...
  • در کران وادي کساني اند که هرگاه يادشان بخاطر مي آيد، اشتياق مرا ...
  • ... برانگيزد، يا غنائي در من طرب انگيزد، سرورم را جز تو موجبي نيست. ...
  • ... چونان آبي گوارا در دهان تشنه اي است. ...
  • گذشت عمر و تو در فکر نحو و صرف و معاني
    بهائي از تو بدين نحو صرف عمر بديع است
  • اي دل تو در اين ورطه مزن لاف صبوري
    وي عقل تو هم بر سر اين واقعه بگريز
  • در پاي اميد ماست هر جا خاري است
    بر شيشه ي عمر ماست هر جا سنگي است
  • در طريقت هر چه پيش سالک آيد خير اوست
    بر صراط المستقيم اي دل کسي گمراه نيست
  • ... اگر جز جان خويش در کف نداشته باشد، بي گمانش خواهد بخشيد، از اين ...
  • ... . . هرگاه نحوي در توجيه حکم اعراب کلمه اي درمي ماند، گويد: اين ...
  • شهادت گفتن آن باشد که هم زاول در آشامي
    همه درياي هستي را بدان حرف نهنگ آسا
  • چو علمت هست خدمت کن چو دانايان که زشت آمد
    گرفته چينيان احرام و مکي خفته در بطحا
  • ست در ديده ي من خوب تر از روي سفيد
    روي حرفي که به نوک قلمت گشته سياه
  • ... بود و آنچه مرا در آن بينيد، تنها کار روزگار است. ...
  • ... فداي دلدار باد. در کسوت بيگانگان بديدارم آمد اما سخن چينان ...
  • ... پرسيدند: چه چيز در دنيا بيش از ديگر چيزها لذت دهد؟ گفت: شوخي با ...
  • ... پوشانده، اختيار آن در دست دارد. موعظتي که ترا گفته شد، چيزي از ...
  • ... : روزهاي سال را در روزهاي هفته ضرب کن. ...
  • اما اگر در فضل و خرد از او فروتر باشم، حق تقدم و فضل وي را خواهم ...
  • در کتاب تهافت الفلاسفه آمده است که گفتار پيرامن اين معاد پنج است ...
  • تنم از ضعف چنان شد که اجل جست و نيافت
    ناله هر چند نشان داد که در پيرهن است
  • بيا که در دل تنگ من از خزينه ي عشقت
    امانتي است که روح الامين نبوده امينش
  • ... ناخوش مي داشت و در جاهاي بسياري از کشاف ايشان را سخنان درشت ...
  • ... خويشاوندي. گوهر مردان، در دگرگوني هاي روزگار شناخته آيد. ...
  • ... اگر نيکوکاري نيز در آن خانه کند، به کار شمرده نشود. ...
  • ... ؟ گفت: آن کس که در طلب دوستي صالح است. ...
  • اي عاشق و زاهد از تو در ناله و آه
    نزديک تو و دور ترا حال تباه
  • ... منافع دنيا و عقبي در يک سرزمين جمع نفرموده است. بل آن ها را ...
  • ... زيرا اگر تغييري در آن بيند، با تو دشمن شود. ...
  • هاي و هوئي کن در اين بستان که برخواهد پريد
    مرغ روح از شاخسار عمر تا هي ميکني
  • ... فضلي است، تنگدستي در کار است. ...
  • مطلوب جامي از طلبم گفته اي که چيست؟
    مطلوب او همين که دهد جان در اين طلب
  • ز ما صد بار سرگردان تر است او
    ز ما در کار خود حيران تر است او
  • ... بيدارند خسبم و در فراش بيدار مانم. گفت: نشست و برخاستت چون است؟ ...
  • رقيب گفت بدين در چه ميکني شب و روز
    چه ميکنم؟ دل گم گشته باز مي جويم
  • يادت به دست باشد اگر دل نهي به هيچ
    در معرضي که تخت سليمان رود به باد
  • گر دهي صد سال زن را سيم و زر
    پاي تا سر گيري او را در گهر
  • ... بگذشت که ابو نواس در آن بود. و وي را شنيد که همي خواند: ...
  • در نکوهش کسي که اوقات خويش را به مطالعه ي کتب پردازد و از مبداء غافل ماند:
  • ... وصيتي کن. گفت: در خانه مانيد. چه ترک حکمروائي، حکمراني است. ...