نوسخن
کتابخانه
فرهنگ واژگان
وزنیاب
بلبلزبان
جستجوی آزاد
جستجوی آزاد
جستجوی ابیات دارای همه عبارات
به ترتیب مطابقت
به ترتیب مطابقت
به ترتیب کتاب
راهنما
×
167906 مورد در 0.06 ثانیه یافت شد.
ديوان صائب
در
حريم عشق عالمسوز خاموشي است باب
دور مي گردد ز آتش تا صدا دارد سپند
بي محابا سينه بر درياي آتش مي زند
در
نظر حسن گلوسوز که را دارد سپند؟
بر لب ما مهر خاموشي زدن انصاف نيست
در
بساط زندگاني يک نوا دارد سپند
در
لباس دشمني کردند با ما دوستي
شور چشماني که داغ ما نمکدان ساختند
بر لب دريا زشوخي خيمه چون تبخال زد
گوهرم را
در
صدف چندان که پنهان ساختند
در
سر پرشور ما تا رنگ سودا ريختند
لاله ها پيمانه خود را به صحرا ريختند
شعله شوق مرا شد بال پرواز دگر
هر خس و خاري که
در
راه تماشا ريختند
هر که از نخل تمنا روزه مريم گرفت
نقل انجم
در
گريبانش چو عيسي ريختند
کوري چشم حسودان بينش ما شد زياد
همچو آتش خار اگر
در
ديده ما ريختند
ريخت آخر غمزه يوسف به تيغ انتقام
مصريان خوني که
در
جام زليخا ريختند
خرده بيناني که
در
دامان دل آويختند
چون سويدا مرکز پرگار نه گردون شدند
در
بهار حشر چون برگ خزان باشند زرد
چهره هايي کز شراب بيغمي گلگون شدند
در
فضاي لامکان اکنون سراسر مي روند
بيقراراني که سنگ شيشه گردون شدند
نااميد از آبروي جبهه خجلت مباش
کاين متاع ناروا را
در
قيامت مي خرند
حج خريدن
در
ديار عشقبازان رسم نيست
هر که مرد اينجا، براي او شهادت مي خرند
کلک گوهر بار صائب چون گهرريزي کند
گوشها چون گوش ماهي غوطه
در
دريا زند
بايدش اول به گردن خون صدبلبل گرفت
کوته انديشي که
در
گلزار گل بر سر زند
آب حيوان شهنشاهان بود اجراي حکم
قطره بيهوده
در
ظلمات اسکندر زند
از مزار ما حجاب آلودگان معصيت
سرو موزون
در
لباس بيد مجنون سرزند
مي کند خاکسترم
در
لامکان پرواز و شوق
همچنان بر آتشم دامان محشر مي زند
نغمه اش از بس گلوسوزست
در
دلهاي شب
بوسه ها پروانه بر منقار بلبل مي زند
نيست ليلي را بغير از پرده دل محملي
در
بيابان قطره بيهوده مجنون مي زند
گوشه گيري شهپر پرواز باشد فکر را
جوش صهبا
در
خم خالي فلاطون مي زند
سرو را
در
حلقه آغوش دارد گرچه تنگ
نعل وارون همچنان قمري زکوکو مي زند
مي پرستان
در
بهشت نقد ساغر مي کشند
دور گردان انتظار آب کوثر مي کشند
صفحه قبل
1
...
2934
2935
2936
2937
2938
...
6717
صفحه بعد
25
50
100
درباره نوسخن